تبليغاتX
آرمان سرخ
از تحقیر مردم پرهیز کنیم !!!

ایران هسته ای يکى از نقطه‌ نظراتى که‌ در رابطه‌ با دست یافتن حاکمیت به توانایی تولید سوخت هسته ای مطرح ميشود اين است که‌ حاکمیت گامی بزرگ در جهت دستیابی به‌ سلاح اتمى برداشته است و در صورت دست یابی به سلاح اتمی عمر آن ابدى ميشود و يا لااقل مدت عمر آن بسيار طولانى‌تر خواهد شد. با در نظر گرفتن پرونده‌ اتمى ايران و تبديل شدن آن‌ به‌ يک مسئله‌ سياسى ـ بين‌المللى، واضح است که‌ توانائىحاکمیت در برکرسى نشاندن طرح‌هاى اتمى خود (و نه‌ الزاما به‌ دست آوردن سلاح اتمى) ميتواند پيامدهاى خاص سياسى در تثبيت موقعيت سياسى آن چه‌ در داخل و چه‌ در خارج کشور در سطح بين‌المللى داشته‌ باشد و موقعيت آنرا تحکيم بخشد، اما باز مواردى در اين نقطه‌ نظر وجود دارد که‌ سعى ميکنم در ذيل بدان بپردازم:
ـ اولا اينکه‌ اين قضيه‌ که‌حاکمیت به‌ دنبال سلاح اتمى است، هنوز اصلى مسلم از لحاظ جامعه‌ بين‌المللى نيست، و تنها حدس و گمان‌هائى است که‌ زده‌ ميشوند، بنابراين نميشود اصل برنامه‌هاى جمهورى اسلامى را اتوماتيکى به‌ ساخت سلاح اتمى پيوند داد. پيوستن به‌ اين امر که‌ حاکمیت  اساسا در فکر ساختن سلاح اتمى است ميتواند تشجيع‌گر آن نيروهائى باشد که‌ خوى تجاوزگرانه‌ى دارند واين امر را بهانه‌اى براى حمله‌ به‌ ايران قرار داده‌اند. کشورهائى که‌ خود نيز دست کمى از حاکمیت در نقض پيمان‌ها و معاهدات گنجانيده‌ شده‌ در منشورهاى سازمان ملل ندارند.

ـ دوم اينکه‌ نميتوان نسبت مستقيمى مابين فرض دست‌يابى
حاکمیت یک دست به سلاح اتمى و ماندگارى عمر آن قائل شد. اين امر از چند زاويه‌ قابل نقد است. اول اينکه‌ هيچ دولتی در دنيا براى سرکوب داخلى از سلاح اتمى استفاده‌ نکرده‌ است و اساسا اين امر ناشدنى و نامعقول مينمايد. دوم اينکه‌ تصور چنين رابطه‌اى خود به‌ خود به‌ معناى تحقير مردم است و امر دست‌يابى به‌ سلاح اتمى را براى هميشه‌ به‌ منزله‌ منکوب و مرعوب کردن مردم ميداند. گويا امر مبارزه‌ براى تحول خود به‌ خود براى هميشه‌ تابع سلاح اتمى قرار خواهد گرفت و مردم ديگر جرات نخواهند کرد که‌ به‌ مبارزه‌ خود ادامه‌ دهند.

ـ ما نمونه‌ کشورهائى را در دست داريم که‌ با وجود داشتن سلاح اتمى قادر به‌ حفظ وجود خود نشدند (مانند اتحاد شوروى)، و هنوز کشورهائى را داريم که‌ با وجود بهره‌مند بودن از سلاح اتمى از ثبات سياسى ـ اجتماعى کافى برخوردار نيستند (مانند پاکستان) و اساسا اصل وجود سلاح اتمى رابطه‌ مستقيمى را در امر سرکوب ايجاد نکرده‌ است.

ـ آخر اينکه‌ نگرشى که‌ وجود سلاح اتمى را ابدى شدن عمر
حاکمیت یک دست  ميداند، تفکرى است که‌ براى تحول بيشتر چشم به‌ کشورهاى خارجى دارد تا به‌ نيروها و جنبش‌هاى داخلى. واقعيت اين است که‌ اين طرز تفکر از عوامل داخلى تحول نااميد شده‌ است و حتى از تلاشها و فعاليت‌هاى چندين ساله‌ گذشته‌ خود نيز نه‌ تنها راضى نيست، بلکه‌ آنرا نه‌ موثر ميبيند و نه‌ قطعى. اين در حالى است که‌ اين نوع نيروها هميشه‌ قبلا در تبليغات خود اين مسئله‌ را تبليغ ميکردند که‌ جمهوری اسلامی در مرحله‌ سرنگونى قرار دارد و تنها آن را تلنگرى لازم است!

بنابراين ايجاد‌ رابطه‌ مستقيم بين دست‌يابى
حاکمیت یک دست به‌ سلاح اتمى و ماندگارى آن، تحقير مردم و امر مبارزه‌ داخلى براى تحول است. بگذار از اين ايده‌ پرهيز کنيم!
ـ
پ.ن : سايتم را ثبت نمی‌کنم! 
پ.ن ۲ :
تغییر برای برابری 

پ.ن ۳ : ماهی برای این که خودش را بکشد سرش را از آب بیرون می آورد .
پ .ن ۴ : شهید سعید نور محمدی !!!!!!!!
شهید سعید نور محمدی

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 2:30 توسط ا.امیرقلی |

عکث و مکث !!!!!!!!
        کتاب بیداری ایرانیان

      کتاب "بيداری ايران" نامزد جايزه ساموئل جانسون شد
      ایران و اسرائیل
        عکس جالبی است
پ.ن :
سايتم را ثبت نمی‌کنم! 
پ.ن ۲ :
تغییر برای برابری 


پ.ن ۳ : در عدد ۱۳ جای ۱ و ۳ را عوض کردم هم از نحسی در آمد هم بزرگتر شد !!!
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 3:52 توسط ا.امیرقلی |

من یک ضد انقلابم !!!
من ضدِ انقلابمزنده یاد عمران صلاحی
من عاشقِ اراذل و اوباشم
من دوستدارِ اشرارم
من جانیان و راهزنان را
بسیار دوست دارم
مُزدور و سر‌سپرده‌ی بیگانه‌ام
من دوستدارِ خائنِ بالفطره، «حیدر» م
وقتی
حیدر عمو اوغلیِ خدا‌نشناس
در گُنبدِ امام رضا برق می‌ کشد
من کِیف می‌ کنم
وقتی جنابعالی
از انقلاب
معنایِ دیگری داری

من ضدِ انقلابم، آری!
ستار‌خان
این لاتِ کوچه‌ گردِ یکه‌ بزن را
بسیار دوست دارم
اما ز شیخِ نوری این مرد انقلابی
این چهره‌ی مبارز
بیزارم
من دوستدارِ روزبهِ خائنم
با حرف‌ هایِ خائنانه‌ ی گُلسرخی
من عشق می ‌کنم

آری، انگار این ‌جور است!
من آدمِ خطرناکی هستم
رذلم، شَرَف ندارم، پستم
رندم، شرابخوارم، مستم
دیگر به راهِ راست هدایت نمی ‌شوم
با شیطان همدستم
گویند این لعین
یک ‌لحظه نیز گوش به فرمان نیست
شیطان اگر جز این باشد
دیگر شیطان نیست!
شیطان
در کارخانه ‌ها
ور می ‌رود
با چرخ و دنده‌ها
هِی چوب لایِ چرخ گذارد
شیطان
در مزرعه
خوابیده پایِ ساقه ‌ی گندم
تا بچه‌هایِ آدم را
بارِ دگر فریب دهد

گویند جن
می ‌ترسد از تلاوتِ بسم الله
اما
سَمپات‌هایِ جن می ‌گویند
بسم‌الله
از نامِ جن می‌ ترسد!
از بچه‌هایِ شیطان هم
خیلی خوشم می‌ آید
از بچه‌ هایِ بی‌ ادب و بی ‌هنر
مخصوصاً از جنابِ علی ‌مردان خان
فرزندِ با‌ شهامتِ عباس ‌قُلی!
خیلی خوشم می ‌آید
من با علی رفیقِ صمیمی هستم
با آن علی که حرفِ مادرِ خود نشنید
و رفت و ناگهان
افتاد تویِ حوض
گویا
ماهیِ سیاهِ نترسی قرار داشت

بگذار بیش ‌تر
خود را معرفی بکنم
من خانه‌ای ندارم، اما
لعنت بر آن‌ کسی که بگوید بیکارم
من
شغلم تحصن است
خشمم اضافه‌ کار است
مُزدم...
باروت و سُرب!
تا خرخره
در باتلاقِ قرضم
با این حساب
از مُفسدینِ فی‌الارضم
قلبم
در قوریِ شکسته‌ ی گُل ‌نقشی
دَم کرده خون و ریخته تویِ دو استکان
در چشم‌هایِ من
در سینه‌ام
سازِ شکسته‌ای است
آویخته به دیوار
خاموش و در خیالِ مخالف نواختن...
"زنده یاد عمران صلاحی "
پ.ن : سايتم را ثبت نمی‌کنم! 
پ.ن ۲ :
تغییر برای برابری 

پ.ن ۳ : درطفولیت بدون تصدیق سه چرخه سواری میکردم ولی در جوانی با تصدیق هم نمی توانم دوچرخه سواری کنم
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 11:22 توسط ا.امیرقلی |

با رویش ناگزیر « جوانه » چه می کنید ؟
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام

و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دارست

با ریشه چه می کنید ؟ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده با دستیند در اوین

گیرم که بر سر این بام نشسته در کمین پرنده ایی

پرواز را علامت ممنوع می زنید

با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید ؟

گیرم که میزنید . گیرم که میبرید . گیرم که میکشید

با رویش ناگزیر « جوانه » چه می کنید ؟
پ.ن : سايتم را ثبت نمی‌کنم! 
پ.ن ۲ :
تغییر برای برابری 

پ.ن ۳ : سیاهی شب خود را از ترس آفتاب مخفی کرده است

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 10:56 توسط ا.امیرقلی |

مرگ بر امپریالیسم ، مرگ بر امپریالیسم
رفیق ارنستو هنوز زنده است و مرثیه شهید شدنش در راه هدف ، سرود الهام بخش جوانان است . رفیق ارنستو و فرمانده فیدل درست است که رفیق ارنستو شهید راه تهیدستان و ستمدیدگان شد اما جان یافته آیندگان نیز هست . او خود از خانواده ای شهری ، سفید پوست ، تحصیلکرده و مرفه برخواسته بود. الگویی شد برای همه کسانی که میخواهند بی آنکه خود ستمدیده ، فقیر و محروم از امکانات باشند آزادگی را در معنای بزرگ خود تفسیر کنند . رفیق ارنستو ساخته اصل و تبار و موقعیت اجتماعی خود نبود، ساخته خود بود.
سخنان رفیق ارنستو  را در باره امپریالیسم آمریکا بخوانید : 
ا ین را دیگر کوچک و بزرگ ، مرد و زن ، پیر و جوان همه میدانیم که در طی مسیر پیشرفت دشمنی سر راه ما قرار گرفته است همه با هم بارها وجود این دشمن خطرناک را اعلام کرده ایم و میکنیم ،

(( آری ، ای دنیا ، ای مردم دنیا ! دشمن ما دشمن قاره آسیا ، آفریقا ، آمریکای لاتین ، دولت استعمار گر خونخوار و سلطه جوی جهانی است ، دشمن ما  دولت ایالت متحده آمریکا ست ))
بی دلیل نیست که فرمانده فیدل در باره  رفیق ارنستو این گونه سخن میگوید :
اگر بخواهم بگوییم که مردان آینده خود را چگونه خواهیم ، باید گفت که آرزو مندیم چون " چه گو ارا"  باشند .

 فریاد ما برای آزادی است ،   فریاد ما برای آزادی است ،  طنین فکنده فریاد ما ،  طنین فکنده فریاد ما : 
       مرگ بر امپریالیسم ، مرگ بر امپریالسم
 
پ.ن :
سايتم را ثبت نمی‌کنم! 
پ.ن ۲ :
تغییر برای برابری 

پ.ن 3 : اصرا بیش از اندازه چشمانم است که مرا وادار میکند همه چیز را ببینم.

نمی دونم چرا ولی از این به بعد تا اطلاع ثانوی در هر پست جمله ای از جمله های دونبش ؛ محمد علی پزشپور اینجا هست
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 3:51 توسط ا.امیرقلی |

اعتراض بیش از هزار تن به بازداشت غیرقانونی دو تن از فعالان جنبش زنان

روز دوشنبه سیزدهم فروردین 1386، گروه هایی از اعضای کمپین یک میلیون امضاء به همراه خانواده ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده های خود در برخی از پارک های شهر تهران جمع شده بودند تا ضمن برگزاری مراسم سیزده بدر، به جمع آوری امضاء از هموطنان شان بپردازند. چراکه از یک سو سنت حضور در فضاهای عمومی در روز سیزدهم فروردین (سیزده بدر)، سنتی بسیار دیرینه است که از سوی هیچ قانونی منع نشده و از سوی دیگر جمع آوری امضاء و طومار به عنوان مسالمت آمیزترین روش ممکن برای نظرخواهی از شهروندان نه تنها هیچ منع قانونی ندارد بلکه در کشور ما سنتی ریشه دار و سابقه ای دیرینه دارد. اما متاسفانه در این روز 5 نفر از اعضای کمپین که در پارک لاله تهران به همراه تعدادی دیگر از اعضاء و خانواده های خود مشغول برگزاری مراسم سیزده بدر و نیز جمع آوری امضاء بودند، توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به بازداشتگاه وزرا منتقل شدند.

روز سه شنبه سه نفر از بازداشت شدگان (سارا ایمانیان، همایون نامی و سعیده امین) با سپردن ضمانت در دادگاه انقلاب، آزاد شدند، اما متاسفانه دو تن دیگر یعنی ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده به زندان اوین منتقل شدند و تاکنون نیز از آزادی آنان امتناع می شود.

با گذشت هفت ماه از آغاز به کار کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آمیز، بارها اعضای کمپین با برخوردهای خشونت آمیز نیروهای امنیتی مواجه شده اند و این درحالی است که هیچ مرجع قانونی برای بازداشت کسانی که به جمع آوری امضاء می پردازند در قوانین جاری ما وجود ندارد. روند دستگیری ها و نحوه برخورد نیروهای امنیتی نسبت به رفتار کاملا مدنی فعالان کمپین یک میلیون امضاء بیانگر گسترش فشارها و محدودیت هایی است که نسبت به تمامی حرکت های قانونی و مسالمت آمیز اعمال می شود.

از این رو ما امضاء کنندگان ضمن اعتراض به فشارها، دستگیری ها و رفتارهای ناعادلانه و ضدحقوق بشری نسبت به فعالان جامعه مدنی، خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده، دو تن از فعالان جنبش زنان و کمپین یک میلیون امضاء هستیم.

اسمامی امضا کنندگان در ادامه مطلب
پ.ن : سايتم را ثبت نمی‌کنم! 
پ.ن ۲ :
تغییر برای برابری 

پ.ن ۳ : ملوانان بریتانیایی جزئیات بازداشت خود را تشریح کردند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 4:55 توسط ا.امیرقلی |

چاوز پوپولیست نیست، بلکه پول نفت را به سفره‌ی مردم رسانده

برخلاف نظر بعضی‌ها، حتا بسیاری از رهوگو چاوز وشن‌فکران، چاوز پوپولیست نیست، زیرا پوپولیست‌ها در تحلیل نهایی عوام‌فریب، عوام‌زده و احمق هستند. آن‌ها جز شعار دادن، گنده‌گویی، وعده و وعید و در باغ سبز به مردم نشان دادن کار دیگری انجام نمی‌دهند.
پوپولیست‌ها سرانجام جامعه را به هرج و مرج می‌کشانند یا آن را به دیکتاتور جدیدی می‌سپارند یا خود دیکتاتور می‌شوند. در پاکستان حکومت پوپولیستی ذوالفقار علی بوتو به دیکتاتوری ضیاء‌الحق ختم شد. در مصر ناصر که یک پوپولیست سرمست از پشتیبانی توده‌های عوام‌زده بود شعارهای توخالی چون اتحادیه‌ی عرب و نابودی اسرائیل را می‌داد و این مردم مصر بودندکه بهای سنگین آن را پرداختند. اتحادیه‌ی عرب، در حالی که تعدادی کشورهای مهم و ثروتمند عرب سرسپرده‌ی امپریالیسم را شامل میشود مفهومی بی‌مسما و توخالی است. شکست اعراب به رهبری مصر در جنگ 1967 با اسرائیل و بهایی که آن‌ها پرداختند حاصل رهبری پوپولیستی ناصر و سایر رهبران عرب بود.
مرگ ناصر، او را از عواقب پوپولیسم و رسوایی آن نجات داد و میراث شوم آن به سادات جانشین او رسید. بریدن از اتحاد شوروی و بلوک شرق، سرکوب چپ و عناصر و گروه‌های مترقی و بالاخره ایجاد روابط کامل با اسرائیل و سایر قضایا از نتایج و برآیند شیوه‌ی پوپولیستی ناصر بود.
«چاوز» از ویروس پوپولیسم به‌دور است و به همین خاطر است که خشم آمریکا را برانگیخته. «ریچارد لپر» از کارشناسان آمریکای لاتین، گزارشی برای آمریکا به نام «زندگی با هوگو» تهیه کرده که طی آن راه مقابله با «چاوز» را به مسئولان آمریکایی نشان می‌دهد. «لپر» به صراحت می‌نویسد: چاوز تا حدود زیادی فقر را از بین برده و در هر رفراندم و انتخاباتی شرافتمندانه پیروز شده است.
فراموش نکنیم مردم از رژیمی پشتیبانی می‌کنند که صحت شعارهای او را با پوست و گوشت خود لمس کرده باشند نه مانند پوپولیست‌ها که فقط شعار می‌دهند و به قول مردم به وعده وفا نمی‌کنند و مردم فریبی می‌کنند.
«لپر» در گزارش خود می‌نویسد: آمریکا برای مبارزه با چاوز باید برای 500 میلیون مردم فقیر آمریکای لاتین چاره‌ای بیاندیشد. اما «لپر» فراموش می‌کند که آمریکا، آمریکای لاتین را حیاط خلوت خود می‌داند و سال‌هاست که به سرکوب و چپاول آن مردم مشغول است.
در این حیاط خلوت است که رژیمی چون کوبا پا به میدان می‌گذارد و علی‌رغم چهل و چند سال محاصره‌ی نظامی- اقتصادی چون ریشه در مردم دارد، پابرجا می‌ماند.
چاوز اگر پوپولیست بود دوست و متحد کوبا نمی‌شد و سوسیالیسم را نظام اقتصادی- اجتماعی کشور اعلام نمی‌کرد. همین موجب ترس آمریکا شده، زیرا کابوس کوبا سال‌هاست گریبان او را رها نکرده و اکنون کشورهای دیگر حیاط خلوت او مانند ونزوئلا و بولیوی و دیگران هم مرتب به این کابوس اضافه می‌شوند.
«چاوز» تا حدی مانند مصدق نخست وزیر سابق ایران است که معتقد بود باید از نفت برای ساختن زیربنای اقتصادی جامعه استفاده کرد، نه این که درآمد آن را تبدیل به ابزای برای سلطه‌ی سیاسی- اقتصادی امپریالیسم بر جامعه نمود.
تفاوت او با مصدق این است که مصدق اعتقادی به سوسیالیسم نداشت و امپریالیسم را خوب نمی‌شناخت. او فکر می‌کرد که با پیش گرفتن سیاست موازنه‌ی منفی و ترساندن آمریکا از خطر کمونیسم می‌تواند رژیم خود را حفظ کند. غافل از این که امپریالیسم در هر کشور فقط گماشته، پادو یا نوکر حرف‌گوش کن می‌خواهد به همین دلیل است که «دالس» وزیر خارجه‌ی ملعون آمریکا می‌گفت: بی‌طرفی معنا ندارد، هر که با ما نیست علیه ماست. یا در دوران سیاه «مکارتی» که هر مخالفی را با زدن برچسب کمونیست، سرکوب می‌کردند.
آقای دکتر محیط پژوهشگر مارکسیست معتقدند که روش چاوز در خنثا کردن توطئه‌های ضد انقلاب، برای ما که در 28 مرداد شکست خوردیم آموزنده است.
یک اشتباه مصدق در دوران قبل از 28 مرداد این بود که با فرار شاه و محبوبیتی که نزد مردم داشت می‌توانست شاه را از سلطنت خلع و با اعلان جمهوری ضد انقلاب را در نطفه خفه کند، اما او ساده‌لوحانه به مشروطه‌ی پادشاهی معتقد بود و فکر می‌کرد این موجب حمایت غرب خواهد شد.
در دوران آلنده طبقه‌ی متوسط شیلی که البته منظور بورژوازی وابسته است و لایه‌هایی از اشرافیت کارگری، دست به مبارزه علیه دولت زدند که نمونه‌ی آن در اغتشاشات اخیر ونزوئلا و بولیوی دیده شد. اما چاوز و «مورالس» با تجربیاتی که از قبل داشتند هم‌راه با هوادران خود به شدت با آن به مقابله پرداختند.
«ریچارد لپر» در گزارش خود می‌نویسد که: "چاوز با امکانات مالی خود و همکاری پزشکان کوبایی در یک طرح مبارزه با کوری و بیماری‌های چشم، بسیاری از مردم دردمند آمریکای لاتین را در این مورد درمان کرد و به کمک اقتصادی به کشورهای دیگر خصوصا متحد خود کوبا پرداخت که این بیش‌تر موجب نگرانی آمریکا و متحدان او در منطقه است."
گروهی از روشن‌فکران از سیاست‌های خارجی چاوز و کاسترو ناراحت هستند و نسبت به آن انتقاداتی دارند. اما آن‌چه که نباید در این مورد فراموش کرد مساله‌ی ظریف دیپلماسی در این جهان آشفته و پر هرج و مرج است. چاوز و کاسترو را باید در شرایط بسیار پیچیده‌ی همین تضادهای درهم تنیده‌ی موجود جهانی نگریست و آن‌گاه نسبت به سیاست‌های خارجی آنان انتقاد نمود که در این صورت هم لازم و هم ضروری است.
مایکل مور، مستندساز و فعال سیاسی مشهور آمریکایی در کتاب خود: «آهای یارو وطن من کجاست؟» نشان می‌دهد که دارو دسته‌ی بوش چه‌طور اذهان مردم آمریکا را برای حمله به عراق آماده کردند. عیب مایکل مور این است که فکر می‌کند اگر دموکرات‌ها روی کار بیایند دموکراسی به آمریکا برمی‌گردد. او در نهایت ماهیت سرمایه‌داری را خوب نمی‌شناسد و از آن توقعات بی‌جایی دارد. به عبارت ساده‌تر توقع دارد که امپریالیسم با پند و اندرز دست از استعمار بردارد!!
«گنادی زیوگانوف» دبیر اول حزب کمونیست روسیه می‌نویسد: ونزوئلا یکی از شش کشور بزرگ صادر کننده‌ی نفت را در نظر بگیرید، در بیست و پنج سال گذشته این کشور کوچک 300 میلیارد دلار نفت- این طلای سیاه- را به خارج از کشور صادر کرده است. با این همه نیمی از جمعیت کشور در فقر به سر می‌برند و یک چهارم نیروی کار کشور بی‌کارند.(1)
با این وجود «ریچارد لپر» توصیه می‌کند که چاوز باید خطوط قرمز را رعایت کند! خطوط قرمز در حقیقت چیزی جز منافع آمریکا و فقر و گرسنگی مردم ونزوئلا نیست.
به خاطر عدم رعایت خطوط قرمز در سال 1965 در اندونزی حدود یک میلیون نفر قتل عام شدند، کوبا چهل و پنج سال است که در محاصره‌ی اقتصادی و نظامی گرفتار است و نظم نوین جهانی، خصوصی سازی، جهانی سازی، حادثه‌ی 11 سپتامبر و بالاخره حمله به عراق و افغانستان صورت گرفتند و «نهضت ادامه دارد!»
آقای علیرضا نوری‌زاده، تحلیل‌گر و مفسر سیاسی صدای آمریکا نیز «چاوز» را حقه‌باز و هوچی می‌نامد. مشکل آقای نوری‌زاده، مشکل تمام مفسران و کارکنان ایرانی صدای آمریکاست که مستقیم و غیر مستقیم مدافع سیاست‌های آمریکا هستند. نوری‌زاده در دفاع از آمریکا تا آن‌جا پیش می‌رود که از حمله‌ی دد منشانه‌ی آمریکا به عراق و افغانستان دفاع می‌کند و نقش آمریکا را در کودتای سیاه 28 مرداد به حداقل می‌رساند و گناه اصلی را به گردن انگلستان می‌اندازد!!
او کاسه‌ی از آش داغ‌تر می‌شود. وقتی روشن‌فکران آمریکایی چون مایکل مور و هر انسان آزاد اندیشی در سراسر دنیا آمریکا را به‌خاطر سیاست‌های بوش محکوم می‌کنند، او مدافع و توجیه‌گر آن‌ها می‌شود. دم خروس کاملا از افکار و گفتار ایشان پیداست.
صدای آمریکا در مجموعه‌ی مصاحبه‌هایی که به مناسبت سالگرد انقلاب ایران تحت عنوان بعد از 28 سال داشت موذیانه به نقش انقلاب حمله می‌کرد و به نسل بعد از انقلاب این‌طور القا می‌نمود که ایران قبل از انقلاب بهشتی بود که پدران شما با دست‌زدن به انقلاب آن را تبدیل به جهنم نمودند. نتیجه این‌که هر نوع انقلاب، دشمنی به آمریکا نه تنها درست نیست بلکه خیانت است!
بدین ترتیب اگر امثال نوری‌زاده و مفسران صدای آمریکا، چاوز را هوچی و کاسترو را دیکتاتور می‌نامند بر حسب مصالح خود حرف می‌زنند و در نهایت عقیده‌ی خود را می‌گویند، به قول برشت شاعر و نمایشنامه نویس شهیر آلمانی: حقیقت فرزند زمان است نه مقامات.
و در پایان بی‌جا نیست تا به این آقایان ایرانی صدای آمریکا گفته شود که چگونه است که این پرچم‌دار دموکراسی‌خواهی شما... چرا در هر کشوری که پا می‌گذارد با چنان نفرتی استقبال می‌شود که نمونه‌ی آخری‌اش را در همین سفر جناب بوش در آمریکای لاتین شاهد هستیم. همان گونه که شما حق دارید چاوزها را پوپولیست و هوچی بنامید، مردمان آگاه کشور خودتان شما را باید واقعا «چه» بنامند؟
(1) جهانی شدن، بیم و امید؛ ترجمه‌ی خسرو باقری، نشر فروغ مهرگان، ص 33
پ.ن : سايتم را ثبت نمی‌کنم! 
پ.ن ۲ :
تغییر برای برابری 

پ.ن ۳ : یک دانه رهبر، بدون صف!

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 17:28 توسط ا.امیرقلی |

بحران روابط تهران و لندن ، چرا اپوزيسيون ايران ساکت است ؟
اقدام جمهورى اسلامى در بازداشت نظاميان بريتانيايى با هدف آغاز مرحله جديدى از تنش درنظامی زن دستگیر شده با روسری !!!!!! مناسبات با غرب صورت گرفته است. اگر چنين نبود، جمهورى اسلامى می‌توانست مانند موارد پيشين، نظاميان دستگيرشده را پس از چند روز آزاد کند. جمهورى اسلامى، سال جديد خورشيدى را با يک ماجراجويى جديد آغاز کرده است. اين ماجرا، ايران را گامى ديگر به درگيرى نظامى با غرب نزديک کرده است

درست همزمان با طرح قطعنامه ١۷۴۷ در شوراى امنيت سازمان ملل متحد، ١۵ ملوان بريتانيايى در آبهاى مرزى ايران و عراق توسط نيروهاى نظامى جمهورى اسلامى بازداشت شدند و به نقطه نامعلومى انتقال يافتند. چند روز بعد، تلويزيون عربی‌زبان جمهورى اسلامى تصاويرى از ملوانان اسير بريتانيايى و نيز نامه‌اى از يک ملوان زن بازداشت‌شده را نشان داد که در آن آمده است اتباع بريتانيا وارد آبهاى ايران شده بودند. بريتانيا مناسبات رسمى خود با جمهورى اسلامى را به حالت تعليق درآورده است و می‌خواهد از جمهورى اسلامى به شوراى امنيت شکايت کند.
اکنون تهران و لندن وارد اين جدال رسانه‌اى شده‌اند که محل دستگيرى ملوانان، در آبهاى ايران يا آبهاى عراق بوده است. صرفنظر از اين که نظاميان بريتانيايى کجا دستگير شده‌اند، در موارد زير نبايد ترديد داشت:
يکم – برخى سخنگويان جمهورى اسلامى مانند احمد جنتى هفته‌ها پيش گفته بودند حضور نظاميان غربى در همسايگى ايران، به سود جمهورى است چرا که آنها اکنون در «تيررس» جمهورى اسلامی‌اند.
دوم – همه عملکرد رهبرى جمهورى اسلامى در ماه‌هاى اخير نشانگر آنست که حکومت ايران نهايت کوشش خود را به کار بسته است تا بر شدت بحران روابط خود با غرب بيافزايد و حتى ابايى نيز از اين ندارد که کار به رويارويى نظامى بکشد.
سوم – در جمهورى اسلامى گروه‌هايى خواهان آن شده‌اند که نظاميان بريتانيايى به عنوان گروگان در اسارت بمانند تا مأموران جمهورى اسلامى دستگيرشده در عراق به ايران برگردانده شوند.
با توجه به اين قراين، به ظن بسيار قوى اقدام جمهورى اسلامى در بازداشت نظاميان بريتانيايى با هدف آغاز مرحله جديدى از تنش در مناسبات با غرب صورت گرفته است. اگر چنين نبود، جمهورى اسلامى می‌توانست مانند موارد پيشين، نظاميان دستگيرشده را پس از چند روز آزاد کند.
جمهورى اسلامى، سال جديد خورشيدى را با يک ماجراجويى جديد آغاز کرده است. اين ماجرا، ايران را گامى ديگر به درگيرى نظامى با غرب نزديک کرده است. متأسفانه اقدام تحريک‌آميز جديد جمهورى اسلامى، واکنش درخورى را از سوى اپوزيسيون ايرانى برنيانگيخته است. دستگيرى نظاميان بريتانيايى بايد محکوم شود. اپوزيسيون صلحدوست و آزاديخواه ايرانى بايد خواستار آزادى فورى اتباع بريتانيايى شود
                                        معلمان را آزاد کنید

                                        معلمان مان  را آزاد کنید !!! 

 پ.ن : سايتم را ثبت نمی‌کنم! 
پ.ن ۲ :
تغییر برای برابری 

پ.ن ۳ : احسان تاجیک هم یعد از مدتی غیبت دوباره با فردای ایران بازگشت .
+ نوشته شده در شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 5:16 توسط ا.امیرقلی |

چند شعر از هوشی مین
سخنی با خود
گر زمستان را نبود سرما و سختی
بهاران را نبود برگی، درختی.
همی بنگر به این آهن چه سخت است!
همین سختیش از پتک و درنگ است.

خورشید بامدادان
بیا بنگر، بیا بنگر چه زیباست!
که این خورشید زیبا، بس فریباست.
بتابد نور خود را از پس ابر،
بتارد ظلمت و شب را سراسر.
دهد زندانی هم بند من را،
بسی شور و بسی عشق و تمنا.

بدرود رفیق
رفیق همدلم، هم‌بند زندان،
عزیز محکمم، همچون پلنگان،
چه شیرین و چه تلخ، بگذشت ایام،
کنون وقت است گیریم راه یاران.

یادداشت زندان
پیکرم در حصار زندان است
جانم اما پر غرور و آزاد است.
چون که آزادی وطن، مرام من است،
بند و زندان نه جای جان من است.

                                        معلمان را آزاد کنید
 
                                   معلمان مان  را آزاد کنید !!! 

 پ.ن : سايتم را ثبت نمی‌کنم! 
پ.ن ۲ :
تغییر برای برابری 
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 5:0 توسط ا.امیرقلی |

دیکتاتورها
به روایته از كلاغ سياه قصه هاي دور :
کدام یک از ما فکر می کنیم نوع زندگی و رفتارمان به دیگران ضربه زده است؟!

دیکتاتورها

دیکتاتورها مانند ما می اندیشند. آنها حس می کنند از جایی و از کسی ماموریت دارنند و باید آن را به پایان برسانند.
دیکتاتورها بخاطر امضای یک حکم اعدام عذاب وجدان نمی گیرند، مانند خیلی از ما، آنها ایمان دارند که این کار به سود کشور و دولت است. دیکتاتورها اطمینان دارند هدفشان مقدس است.
آنها با همین ایمان کشور را به سمت جنگ می کشانند! جنگی که عاقبتی جز ویرانی و مرگ ندارد؛ برای خودشان، برای کشور و برای مردم!
بر گرفته از وبلاگ با حسی به سرخی خون ایستاده ام

                                            معلمان را آزاد کنید
 
                                   معلمان مان  را آزاد کنید !!! 

 پ.ن : سايتم را ثبت نمی‌کنم! 
پ.ن ۲ :
تغییر برای برابری 

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 15:2 توسط ا.امیرقلی |

هشدار تاریخی !!!
 وقتي‌که نازيست‌ها به سراغ کمونيست‌ها رفتند
من سکوت کردم
آخر من کمونيست نبودم

وقتي‌که آن‌ها سوسيال دموکراتها را حبس کردند
من سکوت کردم
آخر من سوسيال دموکرات نبودم

وقتي‌که آن‌ها به سراغ اعضای سنديکاها رفتند
من سکوت کردم
آخر من عضو سنديکا نبودم

وقتي‌که آن‌ها به سراغ کاتوليک‌ها رفتند
من اعتراضی نکردم
آخر من کاتوليک نبودم

وقتي‌که آن‌ها به سراغ من آمدند، هيچ کس باقی نمانده بود تا بتواند اعتراض کند

مارتين نيمولر


                                 
                                  معلمان را آزاد کنید

                                   معلمان مان  را آزاد کنید !!! 

 پ.ن : سايتم را ثبت نمی‌کنم! 
پ.ن ۲ :
تغییر برای برابری 
+ نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 4:2 توسط ا.امیرقلی |

 
.:: Media ::.