یاد و خاطره شهیدان راه آزادی
پروانه اسکندری و داریوش فروهر
جاودانه باد


منصور اصانلو، رييس سنديكاي شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه صبح امروز مجددا بازداشت شد.
ابراهيم مددي، نايب رييس سنديكاي مزبور در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين مطلب، گفت: اصانلو صبح امروز زماني كه قصد خريد براي منزل خود را داشت در خيابان بازداشت و به مكان نامعلومي منتقل شد.
وي با بيان اينكه در زمان بازداشت اصانلو همراه وي بوده است، افزود: در ابتدا چند لباس شخصي به اصانلو نزديك و با وي به گفتوگو پرداختند. در اين زمان بنده خواستار ارايه برگه احضاريه و كارت شناسايي شدم اما در همين زمان مأموران اصانلو را به داخل خودرو هدايت كردند.
مددي تصريح كرد: اصانلو روز پنجشنبه هفته گذشته از ناحيه چشم مورد عمل جراحي قرار گرفته بود و در حين بازداشت نيز بانداژي بر روي چشم قرار داشت
در تهران گستردگی واقعيتی را نشان می دهد که تنها بخشی از آن به ثبت می رسد. رقم 42 مورد کشف اجساد مجهول الهويه در خيابانهای پايتخت طی 21 روز گذشته که خبرگزاری دانشجويان ايران جمعه 20 آذر ماه مخابره کرده است مشتی است نمونه خروار که بحران بیخانمانی و بی خانمانان در تهران و ديگر شهرهای ايران را بازتاب می دهد.بگویید روزگار !!!
بخوانید اعتماد !!!
پ.ن : این پست دقیقا متن اس .ام .اسی . بود که یکی از دوستانی که به کادر مدیریتی شرق نزدیک بود برام فرستاد
بنا به اخبار رسيده از زندان اوين ، در چند روز اخيرباندي از اوباش و اراذل رجائي شهر و مراكز ديگر براي ايجاد درگيري و اعمال فشار بر زندانيان سياسي ، به بند350 کارگري منتقل شده اند . سركرده اين باند، شرور بد سابقه اي است بنام سيد جليل قريب . اين فرد براي اقدامات تنشزاي خود با اسماعيل افتخاري (اسمال تيغ زن) كه از قبل در بند 350 اوين حضور داشته و سابقه اينگونه شرارتها را نيز به همراه دارد ، کاملا هماهنگ شده است . در همين راستا ، ظرف سه روز گذشته به انحاء مختلف سيد جليل قريب و نوچه هاي او مکررا سعي در ايجاد درگيري و تنش كرده اند كه البته زندانيان سياسي نيز متقابلأ كوشيده اند از بروزآن و دادن بهانه به دست حضرات جلوگيري كنند .
روز دوشنبه ، حيدر لو ، رئيس بند 350 از سوي زندانيان سياسي دعوت شد و مطالب در اطاق دکتر ناصر زرافشان و با حضور زندانيان سياسي با صراحت و شفافيت تمام با وي در ميان گذاشته شد و او نيز متعهد گرديد تا مسائل را حل و فصل نمايد ، اما ظاهرأ عليرغم آنچه تعهد نموده بود ، توانائي يا تمايل به اين كار را نداشته است.
صبح سه شنبه مأمورين براي انتقال سعيد شاه قلعه يكي از زندانيان به انفرادي وارد بند شدند . دکتر زرافشان براي پي جوئي دليل اين انتقال به دفتر رئيس 350 رفت . در آنجا و در محل دفتر رئيس بند 350 ، دکتر زرافشان ، مورد حمله سيد جليل قريب و همدستانش قرار گرفت . اين برخورد منجر به درگيري او وساير زندانيان سياسي با اوباش مزبور گرديد که نهايتا در اين ماجرا يكي از زندانيان سياسي بنام هاشم شاهين نيا مجروح شد .
پس از اين ماجرا ، دو معاون زندان (كيان پور و جواد مؤمني) و سرپرست حفاظت اطلاعات و كارمندان اوبه بند آمدند و زندانيان سياسي مسائل را بار ديگر با آنان در ميان گذاشتند ولي اينبار نيز نامبردگان توانائي يا تمايل اقدامي را در اين زمينه از خود نشان ندادند .
سيد جليل قريب سركرده اين اوباش و اراذل مدعي است كه به كيان پور معاون جديدالورود زندان پشتگرم است و دستورات او را اجرا مي نمايد . با توجه به اينكه ظرف دوماه اخير ،رابطه زندانيان سياسي با رئيس زندان همواره رابطه اي مبتني بر احترام متقابل و بدون مشكل بوده است ، زندانيان سياسي انتظار دارند تا با رياست زندان اوين ملاقات نمايند و ببينند آيا مشكل در خود اوين قابل حل خواهد بود يا خير .
طي دو روز گذشته ، ظاهرأ بدليل غيبت رياست زندان اوين ومشغله هاي كاري او در خارج ، زندانيان سياسي موفق به مذاكره با وي به منظور طرح مسائل و اخذ تصميم در مورد وضعيت خود نشده اند . در حال حاضر نيز زندانيان سياسي ، منتظرند تا با رياست زندان ملاقات نموده و حجت را بر مسئولين تمام کرده و البته در مورد وضع خود نيز تصميم گيري نمايند.
پ.ن: ممنون از غریبه که این خبر تلخ را به من داد
پ.ن۲ : سعید حبیبی عزیز رفت اینجا
"علي رغم اينكه صدور مجوز برگزاري مراسم يادبود مرحوم فروهرها در مسجد فخراز سوي شوراي تامين فرمانداري تهران موردموافقت قرار گرفته بود، اما اين مجوز هرگز صادر نشد."
پرستو فروهر فرزند پروانه و داريوش فروهر در گفت و گو با روز ضمن اشاره به مطلب بالا در ادامه افزود: "شوراي تامين ابتدا با برگزاري اين مراسم در مسجد فخركه نزديك خانه فروهر ها قرار دارد موافقت كرده بود اما روز بعد از موافقت در واكنش به پي گيري هاي من براي صدور مجوز اعلام شد كه برخي نهادها و اشخاص با صدور اين مجوز مخالفت كرده اند".
وي اضافه كرد: "هنوزما منتظريم تا شايد چنين مجوزي صادر شود و البته در حالي كه آنها اساسا اعلام كرده اند تامين امنيت هيچ مراسمي را تضمين نمي كنند".
پرستو فروهر ادامه داد: "اگر با برگزاري مراسم در مسجد فخر موافقت نكنند به اين معني است كه ما نمي توانيم در هيچ مكان عمومي اين مراسم را برگزار كنيم كه اين رويه اي بسيار ستمگرانه و مايوس كننده است".
وي با اعتراض به اين نحوه برخورد گفت: "اگر ما حتي نتوانيم سالي يك بار، آنهم براي دو ساعت براي پدر و مادري كه هنوز پس از چهار سال معلوم نيست چرا و از سوي چه كساني به قتل رسيدند مراسم يادبود برگزار كنيم پس چه كار كنيم؟"
پرستو فروهر ادامه داد: "من تنها براي برگزاري مراسم پدرومادرم به تهران آمده ام و از همان ابتدا هم بناي كار را بر تعامل و عمل قانوني گذاشتم اما متاسفانه تاكنون با برخود نادرستي مواجه شده ام".
وي در خصوص برگزاري مراسم منزل مرحوم فروهر ها گفت: "به افرادي كه در اين خانه رفت و آمد مي كنند و همينطور به برخي از نزديكان من هشدار هايي داده و خواسته اند كه به خانه رفت و امدي صورت نگيرد اما اين خواست آنان خلاف و كمال بي شرمي است".
وي در پايان درباره برگزاري مراسم يادبود پدر و مادر خود گفت: "در هر حال به نظر مي رسد به ما مجوز برگزاري مراسم در هيچ مكان عمومي را ندهند كه در اين صورت ما اين مراسم را درمنزل مرحوم فروهر ها در روز چهارشنبه عصر، يكم آذر ماه برگزار خواهيم كرد".
پ.ن :آقای دکتر سید جواد طباطبایی ! قدری منصف باشید
پ.ن ۲ :
مرگ بر سانسور
پیوندهای سرخ، دانش سرخ (سعید حبیبی)، سنگر سرخ(بهروز کریمی زاده)، آوای سرخ (محسن ثقفی)، فریاد سرخ (صدرا)، میلیتانت (روزبه کلانتری)، ندای سرخ(پیمان پیران)، کمونیست انقلابی،19 بهمن و سایت انجمن قلم ایران در تبعید. فیلتر شد !!!!
به این لیست این ها رو هم اضافه کنید :
شراره ها (مسعود اسکندری)، کانون زنان ایرانی، زنان فاتحان فردا، شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی، کمپین ضدسنگسار، وبلاگ مهرانگیز کار.
خود دانيل اورتگاست که نه تنها پلوراليسم سياسى و دمکراسى پارلمانى، که تغييراتى عمده در برنامه و پراتيک خود در عرصه اقتصادى را گنجانده است. در نيکاراگوئه نيز مانند برزيل، آرژانتين، شيلى، ونزوئلا و بوليوى، اين چپ سنتى نيست که قدرت را به دست میگيرد، که چپى نوين است با بهره گرفتن از برخى اصول پايهاى و بلاتغيير چپ، اما با چهرهاى نوينمرگ بر سانسور
پیوندهای سرخ، دانش سرخ (سعید حبیبی)، سنگر سرخ(بهروز کریمی زاده)، آوای سرخ (محسن ثقفی)، فریاد سرخ (صدرا)، میلیتانت (روزبه کلانتری)، ندای سرخ(پیمان پیران)، کمونیست انقلابی،19 بهمن و سایت انجمن قلم ایران در تبعید. فیلتر شد !!!!
به این لیست این ها رو هم اضافه کنید :
شراره ها (مسعود اسکندری)، کانون زنان ایرانی، زنان فاتحان فردا، شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی، کمپین ضدسنگسار، وبلاگ مهرانگیز کار.
اگه جایی جنگ شد، دست کسی تنگ شد
تقصیر من بود
اگه بحران آب بود، هجرت سراب بود
تقصیر من بود
اگه زمستونا سردن، تابستونا گرمن
تقصیر من بود
اگه جاده ها باریکن، کوچه ها تاریکن
تقصیر من بود
تقصیر من بود
تقصیر من بود
اگه بود بحران بیکاری، فقر و نداری
تقصیر من بود
جنگ اعراب و اسرائیل، ببرهای تامیل
تقصیر من بود
بحران هویت، مرگ معنویت
تقصیر من بود
ساختار زدایی از معنویت
تقصیر من بود
تقصیر من بود
این یه اعترافه خیلی باس ببخشین
تقصیر من بود
عوام زده گی سیاسی، مرگ دیپلماسی
تقصیر من بود
اگه بن لادن دررفت، تکون خورد قیمت نفت
تقصیر من بود
اگه از این همه وعده حوصلتون سر رفت
تقصیر من بود
تقصیر من بود
خانوم ها آقایون عذر میخوام باعث شرمنده گیه
اگه شاکی ها زندونن، مجرما بیرونن
تقصیر من بود
اگه اینا همش یه راز که همه می دونن
تقصیر من بود
اگه خدایی نکرده یک روز من نباشم چی میشه؟
تقصیر منه چه باشم چه نباشم، جور دیگه نمیشه
پ.ن:
مرگ بر سانسور
پیوندهای سرخ، دانش سرخ (سعید حبیبی)، سنگر سرخ(بهروز کریمی زاده)، آوای سرخ (محسن ثقفی)، فریاد سرخ (صدرا)، میلیتانت (روزبه کلانتری)، ندای سرخ(پیمان پیران)، کمونیست انقلابی،19 بهمن و سایت انجمن قلم ایران در تبعید. فیلتر شد !!!!
آن سوی مرزهای شهادت
حتی مرگت، چون زندگی میافروزد
آتش در نيستانهای متروک
که هر شراره آوازيست برای بيداری
با نام تو که جاری خشم است
در حماسه رفتن، بی ترديد ماندن
گلولههايت
پيامدار طلوع است
و گامهای مصمم، بر پيشانی اين شب های جنايت
زنگار روشنيست که شب را
تا آن کرانه ظلمت بشوراند
وقتی که مرداب
ماندن حقير خويش را
قانون پويش همه رودخانهها میانگاشت
تنها جاری شدن نشانی بودن داشت
ای اعتلای روشن جاری
تو آن ضرورت تابناک طلوعی
از سبز، از جنگل
با پانزده ستاره سرخ
با تو
تمام حادثهها کوچک است
چرا که
با تو
نسيمی که میوزيد طوفان در پی داشت
و فصلهای تجربه و تثبيت
اين صبح نام توست که اثبات میکند
اينگونه معبری که میرود تا افق
تا آينده
از هر گلوله، با هر شهادت
میشکفد محتوم
پ.ن : پرسپولیس هورا
استقلال سوراخ
آمده است: در جوامعي كه دانشگاه در آنها جايگاهي تعريفشده و تثبيتشده دارد، دانشگاه علاوه بر توليد و توزيع دانش مدرن، محل پرورش اجتماعي - سياسي دانشجويان است. بر همين اساس دانشگاهها زمينهساز كسب تجربيات لازم از در هم آميختن نظر و عمل هستند. دانشجويان علاوه بر تجربه، امكان آزمون و خطا را در محيطي مييابند كه كوچكترين خطايي بر مبناي دانش روز به آنها گوشزد ميشود و از اين طريق به لحاظ شهروندي نيز ارتقا مييابند. پ.ن : ایین سوگواری و امرزش خواهی مادر گرامی سعید حبیبی روز یکشنبه از ساعت 3 الی 4.30 .مسجد جامع قلهک. خیابان دکتر شریعتی.
آیا نسلی که بعد از من می ماند 
و می بیند که من برای اوکاری نکرده ام
رنج اسارت هایی را که کشیدم
نشانه ای از خلوص من در ایمان به خویش نخواهد شمرد ؟
ملت من
من برای تو کاری نکرده ام
اما می دانی که با دشمن نساخته ام
می دانی که ........ نمی دانی .......
اما ....... بدان که زندگی و دار و دسته کثیفش ؛
آسایش و لذت و ثروت و پیشرفت و نام و ننگ
نبود که مرا در در بیهودگی به خاک سپرد !
اسارت بود !
می فهمی ... ؟ اسارت .
معلم شهید دکتر علی شریعتی – گفتوگوهای تنهایی .
پ.ن : سعید حبیبی عزیز در غم از دست دادن مادرش به سوگ نشسته است .سعید عزیز تسلیت من را بپذیر و مرا در غم خود شریک بدان .
ای شمایان اتحاد خلق را آوا کنید
نغمه پیوند بردارید تا غوغا کنید
پرچم پیروزی دیروز بر دوش شماست
فرصتی تا هستتان اندیشه فردا کنید
جان مایید ای به ره ارزان نهاده جان خویش
گرنه در اندیشه خویشید، فکر ما کنید
بر کلوخ پاره پروانیست تیغ صاعقه
حفظ آن سنگ سترگ و قله والا کنید
سرخ گستردید خوان خون به پیش روی خصم
بر سر این سفره با هم ای رفیقان تا کنید
چون ددان را تا کنام خویش واپس رانده اید
بیشه، پر از پاسداران پلنگ آسا کنید
شه شکستید و به شه سازان هجوم آورده اید
تا سر افتد دشمن غدار را بی پا کنید
بر عدو بستید هر در کز عداوت می گشود
حیلت آور دست اکنون مشت او را وا کنید
دشمن بی چهره را با صد نشان باید شناخت
تا به هر رنگی که رو پوشد ورا رسوا کنید
فاش گفتید آنچه با بیگانه می بایست گفت
حالیا این دل به دشمن دادگان افشا کنید
در میان آن همه آواز کج آهنگ، باز
ای شمایان اتحاد خلق را آوا کنید
سیاوش کسرایی دی ۵۸
ضرورت تداوم مبارزه عليه نقض حقوق بشر در ايران

مبارزه عليه نقض حقوق بشر در ايران، بايد تداوم يابد. اين مبارزه گاه با گامهاى کوچک پيش میرود، گامهايى که شايد از نظر بسيارى از رهروان، بيش از حد کوچک جلوه کند. آرى، آزادى شايد موقت دو زندانى سياسى در قياس با آن همه جنايت که مأموران حکومت در زندانها مرتکب شدهاند و میشوند و آخرين موارد پر سر و صداى آن، قتل اکبر محمدى و ولى فيض مهدوى بود، رويدادى با اهميت کمتر است، اما در حد خود از آن رو بااهميت است که به ما براى تداوم مبارزه انگيزه و روحيه میدهد. اين مبارزه، استقامت و پيگيرى میطلبد و گاه به جريان مداوم آبى میماند که بايد سنگ خارا را بشکند
در هفتهاى که گذشت، دو خبر مسرتبخش منتشر شد که مربوط به آزادى دو زندانى سياسى در ايران بود. احمد باطبى و علياکبر موسوى خوئينى آزاد شدند. هر چند اين دو منتقد حکومت جمهورى اسلامى بسيار دير، يکى پس از دفعات مکرر زندان و گذراندن سالها در حبس سياسى و ديگرى به دنبال متجاوز از چهار ماه «بازداشت موقت» آزادى خود را باز يافتند و ارقام حيرتآور سيصد ميليون تومان و صد و پنجاه ميليون تومان به عنوان وثيقه در مورد آنان تعيين شد، همين که قوه قضائيه فعلاً ناگزير از پايان دادن به بازداشت غيرقانونى اين دو زندانى سياسى شده است، بدون ترديد تا حدى نتيجه مبارزه براى رعايت حقوق بشر در ايران است. اين دو خبر خوب، نشانگر آن است که جمهورى اسلامى نمیتواند آن قدرها هم که وانمود میکند، به افکار عمومى ايران و جهان بیاعتنا بماند.
حکومت جمهورى اسلامى به سه انگيزه عمده، در مواردى مجبور به عقبنشينى از مقاصد سرکوبگرانه خود میشود: نخست آن که اين حکومت مايل به همراه کردن شمار هر چه بيشترى از ايرانيان با خود در بحران هستهاى است و گاه براى آنچه خود «وحدت ملی» در مقابله با بيگانگان مینامد، پروژههاى سرکوب را به طور مقطعى در درجه دوم اهميت قرار میدهد. دوم آنکه در عرصه بينالمللى، هر چه نقض حقوق بشر در ايران شديدتر باشد، بخش بزرگترى از جامعه جهانى میتواند اعمال تحريم و مجازات عليه جمهورى اسلامى را بپذيرد، و از اين رو، به ويژه همزمان با نزديک شدن پرونده اتمى ايران به مرحلهاى ديگر از توافق بينالمللى براى اقدام عليه تهران، حکومت مانورهايى را به عنوان مشاطه بر چهره خود به عنوان نقضکننده حقوق بشر انجام میدهد. و بالاخره، در شرايطى که انتخابات «تجميعشده» مجلس خبرگان، شوراها و مياندورهاى مجلس شوراى اسلامى در پيش است، هر اقدامى که بتواند گروه بيشترى را به حاضر شدن پاى صندوقهاى رأى ترغيب کند، میتواند از راهکارهاى جمهورى اسلامى براى پررونق کردن انتخابات باشد.
در عين حال، اين حکومت همان است که همين اخيراً، اکبر محمدى و ولیالله فيض مهدوى را در زندان به قتل رساند. هر کس که سر و کارش با دستگاه امنيتى جمهورى اسلامى و بازجويان و زندانبانان آن بيافتد، بهطور بالقوه در معرض خطر شکنجه جسمى يا روحى يا هر دو و حتى در مواردى در معرض خطر مرگ قرار میگيرد. ماهيت سرکوبگر اين حکومت تغييرى نکرده است، اين محظورات تاکتيکى است که حکام ايران را مجبور میکند گاه نقشههاى گزمههاى خود را محدود کنند.
از آنجا که انگيزههاى حکومت براى آزادى اين يا آن زندانى سياسى زودگذر است و گاه ميتواند به سرعت از موضوعيت بيافتد، هشيارى در مورد جان همه زندانيان سياسى ضرورى است. افکار عمومى ايران تا روزى که حتى يک نفر به خاطر دگرانديشى، انتقاد از حکومت يا مخالفت با آن در زندان است، نبايد سرنوشت زندانيان سياسى را فراموش کند. يادآورى زندانيان سياسى و پخش گزارشهاى مربوط به آنان در سطح هر چه وسيعتر، يک ضرورت دائمى است. آزادى دو زندانى سياسى در اين هفته را بايد به فال نيک بگيريم و از اين دو رويداد به اين نتيجه برسيم که تلاشهاى ما براى دفاع از حقوق زندانيان سياسى بيهوده نيست.
خواست آزادى زندانيان سياسى، يک خواست محورى جنبش دمکراتيک مردم ايران است. حول اين خواست، میتوان بخشهاى بزرگى از جامعه ايرانى و نيز افکار عمومى جهان را بسيج کرد. براى آنکه يکپارچه خواهان آزادى زندانيان سياسى شويم، لازم نيست در موارد ديگر سياسى و عقيدتى با هم توافق داشته باشيم، حتى لازم نيست هدف پايان دادن به حکومت اسلامى در ايران را دنبال کنيم. زندانى سياسى در جهان امروز پديدهاى زشت و وصلهاى ناجور بر جامه بشريتى است که همه سخنگويان آن از بام تا شام ظاهراً در باب کرامت انسان و حرمت او سخن میگويند. وجود زندانى سياسى، رسواکننده همه ادعاهاى کاذب حکام در مورد دلسوزى براى مردم تحت انقياد آنان است. اين ننگ حکام را که افرادى صرفاً به علت سخن گفتن در نقد آنان، از موهبت آزادى محروم میشوند، بايد به گونهاى خستگیناپذير به هر کس گوش شنوا دارد يادآورى کرد.
مبارزه عليه نقض حقوق بشر در ايران، بايد تداوم يابد. اين مبارزه گاه با گامهاى کوچک پيش میرود، گامهايى که شايد از نظر بسيارى از رهروان، بيش از حد کوچک جلوه کند. آرى، آزادى شايد موقت دو زندانى سياسى در قياس با آن همه جنايت که مأموران حکومت در زندانها مرتکب شدهاند و میشوند و آخرين موارد پر سر و صداى آن، قتل اکبر محمدى و ولى فيض مهدوى بود، رويدادى با اهميت کمتر است، اما در حد خود از آن رو بااهميت است که به ما براى تداوم مبارزه انگيزه و روحيه میدهد. اين مبارزه، استقامت و پيگيرى میطلبد و گاه به جريان مداوم آبى میماند که بايد سنگ خارا را بشکند. اين مبارزه، فعلاً توفانى نيست که از امروز به فردا، طومار استبداد را در هم پيچد. نتايج اين مبارزه، فعلاً زياد «جنجالي» و «خبرساز» نيست. اما مطمئن باشيم که اين مبارزه، ثمربخش است. همين که به ياد آوريم همسر احمد باطبى و بقيه خويشاوندان او چند هفته پيش با چه اضطرارى از مبارزان حقوق بشر، پيگيرى سرنوشت باطبى را میخواستند، کافى است که بتوانيم ميزان شادمانى باطبى و خانوادهاش از بازگشت او را تصور کنيم. اين گونه شادمانىها به علت وجود سانسور در ايران، بازتابى گسترده نمیيابد، اما وجود دارد. نورى است در دل شب، نورى که به دلها اميد میبخشد و نيروبخش است براى تداوم زندگى و مبارزه.


سردار طلائی، فرمانده مستعفی نيروی انتظامی تهران بزرگ، بالاخره درجمع
كانديداهای انتخابات شورای شهر تهران قرار گرفت. باحتمال بسيار عضو و يا رئيس شورای شهر تهران نيز خواهد شد و شورای شهر تهران نيز يكدست خواهد شد. فرمانده سابق نيروی انتظامی (قاليباف) شهردار و فرمانده سابق نيروی انتظامی تهران بزرگ رئيس شورای شهر. شايد هم جايشان را با هم عوض كنند. اين كه چنين نتيجه ای از انتخابات آينده شوراها بدست بيايد يا نيايد مهم نيست، مهم اينست كه حاكميت يكدست جمع اضداد است و روز به روز نيز دسته بندی های درون آن بيشتر آشكار می شود. سردار طلائی در مخالفت با آخرين فرمان سردار ذوالقدر قائم مقام سابق سپاه و قائم مقام كنونی وزير كشور و صاحب اختيار نيروی انتظامی دراين وزارتخانه از سمت خود استعفا داد. اين فرمان مربوط به دستگيری آيت الله و بقول روزنامه جمهوری اسلامی يك روحانی سيد و شياد مدعی ارتباط با امام زمان است. يعنی طلائی در شب اجتماع طرفداران اين روحانی در اطراف خانه و خيابان محل اقامت وی، با او ملاقات كرده و موافقت وی را برای دستور پراكنده شدن طرفدارانش را گرفت. با اين شرط كه با خود وی نيز نيروهای انتظامی و امنيتی كاری نداشته باشند. بخش اول اين توافق انجام شد و آن سيد بقول جمهوری اسلامی "شياد" به طرفدارانش گفت بروند به خانه هايشان. اما قسمت دوم توافق عمل نشد و به دستور و همآهنگی ذوالقدر با وزارت اطلاعات وامنيت، پس از پراكنده شدن طرفداران روحانی مدعی ارتباط با امام زمان ريختند به خانه وی و او را بردند به اوين. اختلاف بر سر اين توافق و دستگيری انگيزه استعفای اعتراضی سردار طلائی بود و در نخستين خبر استعفای وی نيز پيك نت همين مسئله را اعلام داشت. ( خبر را دراينجا بخوانيد) اكنون نامه زير جهت انتشار برای پيك نت ارسال شده است كه بدون هيچ تفسيری آن را منتشر می كنيم.

پ.ن : اعترض به وضعیت زندانیان سیاسی امضا کنید
پ.ن۲ : مانا نیستانی از ایران اخراج شد
پ.ن۳ :روزگار هم توقیف شد
پ.ن ۴ : قوچاني:دولتي که صدا و سيما را تحمل نمي کند از تحمل يک روزنامه يقينا عاجز است
پ.ن ۵ : کارنامه عملکرد فرهنگي حاکمیت یکدست در یک سال ونیم گذشته
پ.ن۶ : آزادى و دمكراسى از ديدگاه سوسياليسم از من در سیمرغ
مهندس موسوی خوئینی بعد از۱۳۰ روز مقاومت دلاورانه آزاد شد

بوسه بر بوسه زنيم روى مه ياران را
اشک در اشک بشوئيم غبار غم اين دوران را شعله در شعله کشيم کاخ ستمکاران را
خانه در خانه گل خنده نشانيم همه ايران را دل بىتاب به شادى بنشين و به طرب
که نويدش سر هر کوى و گذر مىآيد.
پ.ن : آی مردم بزایید و از مشکلات نترسید اون با احمدی نژاد !!!!
پ.ن۲: شماره ۱۰ هفته نامه سیمرغ منتشر شد