تبليغاتX
آرمان سرخ
به کدامین گناه کشته شدید ؟

یاد و خاطره شهیدان راه آزادی

 

پروانه اسکندری و داریوش فروهر

 

جاودانه باد

پروانه اسکندری و داریوش فروهر

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 21:49 توسط ا.امیرقلی |

بدون شرح !!!
                                         احمدی نژاد                    

                         توحید را کشتند !!!

به قتل توحید غفار زاده وسیعا اعتراض کنید!

قتل دانشجوی دانشگاه سبزوار توسط اوباش بسیجی محکوم است!!!

توحید غفارزاده دانشجوی دانشگاه آزاد واحد سبزوار عصر شنبه به ضرب چاقو یک عضو بسیج دانشگاه تربیت معلم سبزوار کشته شد. بنا به خبر سایت ادوار نیوز غروب شنبه حوالی ساعت 8 شب توحید غفارزاده به همراه نامزدش مقابل دانشگاه آزاد سبزوار پس ازدرگیری لفظی با یکی از اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه تربیت معلم سبزوار از طرف او با چاقو مورد حمله قرار گرفت. عضو بسیج با وارد کردن ضربات چاقو به ناحیه سینه توحید غفارزاده وی را مجروح کرد که متاسفانه توحید غفارزاده در بیمارستان امدادی سبزوار به دلیل شدت جراحات وارده فوت کرد. ضارب ادعا کرده است مطابق اعتقادات دینی خود دست به قتل زده است.

نصور اصانلو

منصور اصانلو بازداشت شد

منصور اصانلو، رييس سنديكاي شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه صبح امروز مجددا بازداشت شد.
ابراهيم مددي، نايب رييس سنديكاي مزبور در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين مطلب، گفت: اصانلو صبح امروز زماني كه قصد خريد براي منزل خود را داشت در خيابان بازداشت و به مكان نامعلومي منتقل شد.
وي با بيان اينكه در زمان بازداشت اصانلو همراه وي بوده است، افزود: در ابتدا چند لباس شخصي به اصانلو نزديك و با وي به گفت‌‏وگو پرداختند. در اين زمان بنده خواستار ارايه برگه احضاريه و كارت شناسايي شدم اما در همين زمان مأموران اصانلو را به داخل خودرو هدايت كردند.
مددي تصريح كرد: اصانلو روز پنج‌‏شنبه هفته گذشته از ناحيه چشم مورد عمل جراحي قرار گرفته بود و در حين بازداشت نيز بانداژي بر روي چشم
قرار
داشت

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 10:12 توسط ا.امیرقلی |

بی‌خانمان‌ها فقيرترين فقرايند!!!
 زمستان در پی پاییز برگ ریز هزار رنگ می آید ؛  بار دیگر  اخبار خبرگزاری ها از "مرگ کارتن خواب‌ها" کارتون خوابدر تهران گستردگی واقعيتی را نشان می دهد که تنها بخشی از آن به ثبت می رسد. رقم 42 مورد کشف اجساد مجهول الهويه در خيابانهای پايتخت طی 21 روز گذشته که خبرگزاری دانشجويان ايران جمعه 20 آذر ماه مخابره کرده است مشتی است نمونه خروار که بحران بی‌خانمانی و بی خانمانان در تهران و ديگر شهرهای ايران را بازتاب می دهد.
بی‌خانمانی، پيش از هر چيز، پديده ای است اجتماعی و فرزند خلف و ناميمون فقر. فقر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی . بی خانمان ها فقيرترين فقرايند. در همه کشورهای جهان کم و بيش حضور جامعه بی خانمانان امری محسوس است، اما در کشورهای در حال توسعه به سبب وجود فقر شديدتر ، نابرابری های عميق تر، نظام های اقتصادی و اجتماعی ضعيف‌تر و ناکارآمدتر و ساختارهای جمعيتی جوان تر که در گردونه معيوبی همواره همديگر را بازتوليد می کنند، پديده بی خانمانی از رشد و حدت افزون تری برخوردار است. در ايران اما، وقتی پيامدهای وجود حکومتی بنيادگرا را که سرکوبگر آزادی و ويرانگر بالندگی نسل های پيشين و پسين انقلاب در همه عرصه های زندگی فردی و اجتماعی آنان بوده است را به اين عوامل می افزائيم ماجرا بس اسفبارتر و بحران هر چه مهار نشدنی تر می شود. 
‌بی خانمانان کسانی هستند که نه فقط فاقد غذای مفيدی برای خوردن و تن پوش مناسبی برای محافظت خويش اند که از داشتن سقف حداقلی برای خوابيدن محرومند. در پياده‌روها، در حاشيه چهارراه ها، بر نيمکت پارک ها، کنج معابر زير گذر، و يا گوشه توالت های عمومی پناه می گيرند. اگر بخت يار باشد با غذا های پس مانده رستوران ها و يا زباله های اغذيه فروشی ها سدجوع می کنند. غالبا به هيچگونه امکانات بهداشت فردی دسترسی ندارند. آنها در زيرين ترين لايه های خط فقر زندگی می کنند. اما اين همه ی ماجرا نيست. افراد بی خانمان معمولا شبکه ارتباطيشان با ديگران را از دست داده‌اند. منزوی و فاقد ارتباط با افراد خانواده يا دوستان و آشنايان هستند. محتاج حداقلی ازحمايت های روحی و روانی بوده و ارضا نشدن نيازهای ضروری و انسانی اشان در داشتن حس تعلق، همبستگی و همدلی با سايرين هر چه بيشتر آنان را افسرده و ناتوان می سازد. بی‌خانمان های مسن به خصوص دچار انواع بيماری های روحی و افسردگی های مزمن هستند.
امروز در کشور ما، شمار بسياری از جوانان زير آسمان شهرهای بزرگ و در سايه اماکن و ساختمان های بزرگ دولتی ، مالی و تجاری بر بسترهايی از مقوا و نايلون با رواندازی ژنده و حقير شب را به صبح می آورند. ما بخشی از آنان را با نام زنان و دختران خيابانی می شناسيم که هر روزه از چرخه زندگی روسپی گرايانه در محيطهای بسته ( به قولی عشرتکده‌ها) به خيابانها منتقل می شوند. دختران يا پسران جوان فراری از بی توجهی ها و تعصبات خانواده ها که برای يافتن پناهگاه امن تری متواری می شوند و پس از زندگی در خانه های ناامن راهی خيابان ها می شوند. جوانان بی سرپرست و بی بضاعتی که چارهای جز ره سپردن به خيابان ها را ندارند. اعتياد، آزارهای جنسی، ايدز، خشونت، تحقير، تجاوز و تکدی جزء تجارب روزمره بیخانمانهای جوان در اين چرخههای بیپناهی و سرگشتگی است، تا خود بی آنکه بخواهند و بدانند سوداگر فلاکت هايشان به ديگران باشند. و سرانجام شبی از شبها تن های بیجان و نشانشان، اگر پيدا شود، روانه پزشکی قانونی می شود تا البته بی آداب و قانون! به دنيای آخرت راهی نشده باشند.
چه اميدی می توان برای درمان اين آسيب ها و واقعيت های دردناک داشت؟ 
آيا دولت و شبکه های آن که مديريت و برنامهريزی سرمايه های ملی، چه انسانی و چه مادی ، ايران را در اختيار دارند قدمی هر چند ناچيز در ايفای نقش پيشگيرانه و آموزش دهنده خود برای اصلاح روابط خانوادگی، مناسبات فرهنگی مردم، کارا نمودن نظام آموزش و پرورش، تغيير شيوه های گفتمان و برخورد با جوانان، و چارهجوئی معضل بی کاری و مشاغل کاذب، اوقات فراغت و... برداشتهاند؟ آيا دولت نيروی انسانی و سرمايه های مالی کشور را که ثروت مشترک همه مردم و خانواده های ايرانی است قدری هم در جهت ايجاد نهادهای حمايتی و پشتيبانی از قربانيان اين فجايع به کار گرفته؟ بهطور مثال اقدامی برای تاسيس خانهها و محل هايیِ برای پناه و سکنا دادن بی خانمان ها و درمان و توانمند سازی آنان انجام داده است؟ در ايران همان طور که می بينيم دولت نه فقط کفايت و لياقت ايفای چنين نقشی را از خود نشان نداده است که با پنهان کردن چهره واقعی مسئله، کمک رسان گستر ش بی حد و حصر آن شده است. 
اندک سازمان های غير دولتی نيز که به همت افراد دلسوز و متعهد برای کمک به به کاهش چنین چالش هايی تَشکيل شدهاند، گروگان تنگ نظری های نظام نظم گريز سياسی امروز ایران هستند. وچنانکه می دانيم افراد فعال این تشکل ها به بهانه های واهی هميشگی مورد تهديد، شکنجه و يا در بندند.
اگرچه تصور جامعهای خالی از مصاديق متنوع آسيب های اجتماعی در ايران به اين زوديها امری محال می نمايد، اما کاهش آن چشم اندازی است که می شد به آن اميد بست.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 9:0 توسط ا.امیرقلی |

یک خبر !!!
بنویسید شرق !!!

بگویید روزگار !!!

بخوانید اعتماد !!!

پ.ن : این پست دقیقا متن اس .ام .اسی . بود که یکی از دوستانی که به کادر مدیریتی شرق نزدیک بود برام فرستاد

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 1:26 توسط ا.امیرقلی |

بس که پست و بی شرمانه است این تزویر
امروز ۲۵ /آبان/۸۵ روز تولد آرمان سرخ است . یک سال گذشت و آرمان سرخ من یک ساله شد .
حمله به زندانيان سياسي از زبان عمو ناصر

عمو ناصر بنا به اخبار رسيده از زندان اوين ، در چند روز اخيرباندي از اوباش و اراذل رجائي شهر و مراكز ديگر براي ايجاد درگيري و اعمال فشار بر زندانيان سياسي ، به بند350 کارگري منتقل شده اند . سركرده اين باند، شرور بد سابقه اي است بنام سيد جليل قريب . اين فرد براي اقدامات تنشزاي خود با اسماعيل افتخاري (اسمال تيغ زن) كه از قبل در بند 350 اوين حضور داشته و سابقه اينگونه شرارتها را نيز به همراه دارد ، کاملا هماهنگ شده است . در همين راستا ، ظرف سه روز گذشته به انحاء مختلف سيد جليل قريب و نوچه هاي او مکررا سعي در ايجاد درگيري و تنش كرده اند كه البته زندانيان سياسي نيز متقابلأ كوشيده اند از بروزآن و دادن بهانه به دست حضرات جلوگيري كنند .

روز دوشنبه ، حيدر لو ، رئيس بند 350 از سوي زندانيان سياسي دعوت شد و مطالب در اطاق دکتر ناصر زرافشان و با حضور زندانيان سياسي با صراحت و شفافيت تمام با وي در ميان گذاشته شد و او نيز متعهد گرديد تا مسائل را حل و فصل نمايد ، اما ظاهرأ عليرغم آنچه تعهد نموده بود ، توانائي يا تمايل به اين كار را نداشته است.

صبح سه شنبه مأمورين براي انتقال سعيد شاه قلعه يكي از زندانيان به انفرادي وارد بند شدند . دکتر زرافشان براي پي جوئي دليل اين انتقال به دفتر رئيس 350 رفت . در آنجا و در محل دفتر رئيس بند 350 ، دکتر زرافشان ، مورد حمله سيد جليل قريب و همدستانش قرار گرفت . اين برخورد منجر به درگيري او وساير زندانيان سياسي با اوباش مزبور گرديد که نهايتا در اين ماجرا يكي از زندانيان سياسي بنام هاشم شاهين نيا مجروح شد .

پس از اين ماجرا ، دو معاون زندان (كيان پور و جواد مؤمني) و سرپرست حفاظت اطلاعات و كارمندان اوبه بند آمدند و زندانيان سياسي مسائل را بار ديگر با آنان در ميان گذاشتند ولي اينبار نيز نامبردگان توانائي يا تمايل اقدامي را در اين زمينه از خود نشان ندادند .

سيد جليل قريب سركرده اين اوباش و اراذل مدعي است كه به كيان پور معاون جديدالورود زندان پشتگرم است و دستورات او را اجرا مي نمايد . با توجه به اينكه ظرف دوماه اخير ،رابطه زندانيان سياسي با رئيس زندان همواره رابطه اي مبتني بر احترام متقابل و بدون مشكل بوده است ، زندانيان سياسي انتظار دارند تا با رياست زندان اوين ملاقات نمايند و ببينند آيا مشكل در خود اوين قابل حل خواهد بود يا خير .

طي دو روز گذشته ، ظاهرأ بدليل غيبت رياست زندان اوين ومشغله هاي كاري او در خارج ، زندانيان سياسي موفق به مذاكره با وي به منظور طرح مسائل و اخذ تصميم در مورد وضعيت خود نشده اند . در حال حاضر نيز زندانيان سياسي ، منتظرند تا با رياست زندان ملاقات نموده و حجت را بر مسئولين تمام کرده و البته در مورد وضع خود نيز تصميم گيري نمايند.

پ.ن: ممنون از غریبه که این خبر تلخ را به من داد

پ.ن۲ : سعید حبیبی عزیز  رفت اینجا

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 0:40 توسط ا.امیرقلی |

پرستو فروهر: مخالف برگزاري مراسم هستند
                                           روز : پرستو فروهر "علي رغم اينكه صدور مجوز برگزاري مراسم يادبود مرحوم فروهرها در مسجد فخراز سوي شوراي تامين فرمانداري تهران موردموافقت قرار گرفته بود، اما اين مجوز هرگز صادر نشد."

پرستو فروهر فرزند پروانه و داريوش فروهر در گفت و گو با روز ضمن اشاره به مطلب بالا در ادامه افزود: "شوراي تامين ابتدا با برگزاري اين مراسم در مسجد فخركه نزديك خانه فروهر ها قرار دارد موافقت كرده بود اما روز بعد از موافقت در واكنش به پي گيري هاي من براي صدور مجوز اعلام شد كه برخي نهادها و اشخاص با صدور اين مجوز مخالفت كرده اند".

وي اضافه كرد: "هنوزما منتظريم تا شايد چنين مجوزي صادر شود و البته در حالي كه آنها اساسا اعلام كرده اند تامين امنيت هيچ مراسمي را تضمين نمي كنند".

پرستو فروهر ادامه داد: "اگر با برگزاري مراسم در مسجد فخر موافقت نكنند به اين معني است كه ما نمي توانيم در هيچ مكان عمومي اين مراسم را برگزار كنيم كه اين رويه اي بسيار ستمگرانه و مايوس كننده است".

وي با اعتراض به اين نحوه برخورد گفت: "اگر ما حتي نتوانيم سالي يك بار، آنهم براي دو ساعت براي پدر و مادري كه هنوز پس از چهار سال معلوم نيست چرا و از سوي چه كساني به قتل رسيدند مراسم يادبود برگزار كنيم پس چه كار كنيم؟"

پرستو فروهر ادامه داد: "من تنها براي برگزاري مراسم پدرومادرم به تهران آمده ام و از همان ابتدا هم بناي كار را بر تعامل و عمل قانوني گذاشتم اما متاسفانه تاكنون با برخود نادرستي مواجه شده ام".

وي در خصوص برگزاري مراسم منزل مرحوم فروهر ها گفت: "به افرادي كه در اين خانه رفت و آمد مي كنند و همينطور به برخي از نزديكان من هشدار هايي داده و خواسته اند كه به خانه رفت و امدي صورت نگيرد اما اين خواست آنان خلاف و كمال بي شرمي است".

وي در پايان درباره برگزاري مراسم يادبود پدر و مادر خود گفت: "در هر حال به نظر مي رسد به ما مجوز برگزاري مراسم در هيچ مكان عمومي را ندهند كه در اين صورت ما اين مراسم را درمنزل مرحوم فروهر ها در روز چهارشنبه عصر، يكم آذر ماه برگزار خواهيم كرد".

 پ.ن :آقای دکتر سید جواد طباطبایی ! قدری منصف باشید

پ.ن ۲ :

مرگ بر سانسور

 پیوندهای سرخ، دانش سرخ (سعید حبیبی)، سنگر سرخ(بهروز کریمی زاده)، آوای سرخ (محسن ثقفی)، فریاد سرخ (صدرا)، میلیتانت (روزبه کلانتری)، ندای سرخ(پیمان پیران)، کمونیست انقلابی،19 بهمن و سایت  انجمن قلم ایران در تبعید.  فیلتر شد !!!!

به این لیست این ها رو هم اضافه کنید :

 شراره ها (مسعود اسکندری)، کانون زنان ایرانی، زنان فاتحان فردا، شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی، کمپین ضدسنگسار، وبلاگ مهرانگیز کار.

                                     
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 23:52 توسط ا.امیرقلی |

انتخابات نيکاراگوئه

              تداوم برآمد نوين چپ در آمريکاى لاتين

اکنون نيکاراگوئه نيز در رديف کشورهايى قرار گرفته است که مردم آنها برآن شده‌اند که به چپ، فرصت ديگبدهند. اين چپ، چپ سى سال پيش نيست. بارزترين نماد تحول چپ در آمريکاى لاتين،دانیل اورتگا خود دانيل اورتگاست که نه تنها پلوراليسم سياسى و دمکراسى پارلمانى، که تغييراتى عمده در برنامه و پراتيک خود در عرصه اقتصادى را گنجانده است. در نيکاراگوئه نيز مانند برزيل، آرژانتين، شيلى، ونزوئلا و بوليوى، اين چپ سنتى نيست که قدرت را به دست می‌گيرد، که چپى نوين است با بهره گرفتن از برخى اصول پايه‌اى و بلاتغيير چپ، اما با چهره‌اى نوين
 
پ. ن ۲ :

مرگ بر سانسور

 پیوندهای سرخ، دانش سرخ (سعید حبیبی)، سنگر سرخ(بهروز کریمی زاده)، آوای سرخ (محسن ثقفی)، فریاد سرخ (صدرا)، میلیتانت (روزبه کلانتری)، ندای سرخ(پیمان پیران)، کمونیست انقلابی،19 بهمن و سایت  انجمن قلم ایران در تبعید.  فیلتر شد !!!!

به این لیست این ها رو هم اضافه کنید :

 شراره ها (مسعود اسکندری)، کانون زنان ایرانی، زنان فاتحان فردا، شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی، کمپین ضدسنگسار، وبلاگ مهرانگیز کار.

                                      

ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 1:34 توسط ا.امیرقلی |

وبلاگ جدید من افتتاح شد !!!!!!!!!!
 
به یاد بنفشه ها !!!

به یاد من و تو !!!

به یاد غارغار های کلاغ سیاه !!!

به یاد کوچه پس کوجه های شهرم !!!

به یاد همه یاد ها ........... !!!!!

به یاد روز های بی خاطره !!!!!

 
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 11:44 توسط ا.امیرقلی |

تقصیر من بود !!!

اگه جایی جنگ شد، دست کسی تنگ شد

تقصیر من بود

اگه بحران آب بود، هجرت سراب بود

تقصیر من بود

اگه زمستونا سردن، تابستونا گرمن

تقصیر من بود

اگه جاده ها باریکن، کوچه ها تاریکن

تقصیر من بود

تقصیر من بود

تقصیر من بود

اگه بود بحران بیکاری، فقر و نداری

تقصیر من بود

جنگ اعراب و اسرائیل، ببرهای تامیل

تقصیر من بود

بحران هویت، مرگ معنویت

تقصیر من بود

ساختار زدایی از معنویت

تقصیر من بود

تقصیر من بود

این یه اعترافه خیلی باس ببخشین

تقصیر من بود

عوام زده گی سیاسی، مرگ دیپلماسی

تقصیر من بود

اگه بن لادن دررفت، تکون خورد قیمت نفت

تقصیر من بود

اگه از این همه وعده حوصلتون سر رفت

تقصیر من بود

تقصیر من بود

خانوم ها آقایون عذر میخوام باعث شرمنده گیه

اگه شاکی ها زندونن، مجرما بیرونن

تقصیر من بود

اگه اینا همش یه راز که همه می دونن

تقصیر من بود

اگه خدایی نکرده یک روز من نباشم چی میشه؟

تقصیر منه چه باشم چه نباشم، جور دیگه نمیشه

پ.ن: 

مرگ بر سانسور

 پیوندهای سرخ، دانش سرخ (سعید حبیبی)، سنگر سرخ(بهروز کریمی زاده)، آوای سرخ (محسن ثقفی)، فریاد سرخ (صدرا)، میلیتانت (روزبه کلانتری)، ندای سرخ(پیمان پیران)، کمونیست انقلابی،19 بهمن و سایت  انجمن قلم ایران در تبعیدفیلتر شد !!!!

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 0:22 توسط ا.امیرقلی |

می‌شکفد محتوم
 

آن سوی مرزهای شهادت

حتی مرگت، چون زندگی می‌افروزد

آتش در نيستانهای متروک

که هر شراره آوازيست برای بيداری

با نام تو که جاری خشم است

در حماسه رفتن، بی ترديد ماندن

گلوله‌هايت

پيام‌دار طلوع است

و گامهای مصمم، بر پيشانی اين شب های جنايت

زنگار روشنيست که شب را

تا آن کرانه ظلمت بشوراند

وقتی که مرداب

ماندن حقير خويش را

قانون پويش همه رودخانه‌ها می‌انگاشت

تنها جاری شدن نشانی بودن داشت

ای اعتلای روشن جاری

تو آن ضرورت تابناک طلوعی

از سبز، از جنگل

با پانزده ستاره سرخ

با تو

تمام حادثه‌ها کوچک است

چرا که

با تو

نسيمی که می‌وزيد طوفان در پی داشت

و فصلهای تجربه و تثبيت

اين صبح نام توست که اثبات می‌کند

اينگونه معبری که می‌رود تا افق

تا آينده

از هر گلوله، با هر شهادت

می‌شکفد محتوم

 
+ نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1385ساعت 11:25 توسط ا.امیرقلی |

اینجا تا شنبه تعطیل است !!!!
من خودم هم نمیدونم چرا غالب اینجا ریخته به هم و اینجا این شکلی شده است . اما من این چند روز گرفتارم و تا شنبه نمیرسم به اینجا برسم پس تا شنبه !!!!!!!!!

پ.ن : پرسپولیس هورا

 

 

استقلال سوراخ

+ نوشته شده در سه شنبه نهم آبان 1385ساعت 16:41 توسط ا.امیرقلی |

تلاش حاکمیت برای تبدیل دانشگاه به پادگان
نامه سرگشاده 10 تن از شخصیتهای سیاسی، دانشگاهی و حقوقی در اعتراض به روند برخورد با دانشجویاندر اين بيانيه كه به امضاي عزت‌‏الله سحابي، ابراهيم يزدي، حبيب‌‏الله پيمان، سعيد حجاريان، محسن كديور، هاشم آقاجري، عليرضا علوي‌‏تبار، شيرين عبادي، بابك احمدي و خشايار ديهيمي رسيده، آمده است: در جوامعي كه دانشگاه در آنها جايگاهي تعريف‌‏شده و تثبيت‌‏شده دارد، دانشگاه علاوه بر توليد و توزيع دانش مدرن، محل پرورش اجتماعي - سياسي دانشجويان است. بر همين اساس دانشگاه‌‏ها زمينه­ساز كسب تجربيات لازم از در هم آميختن نظر و عمل هستند. دانشجويان علاوه بر تجربه، امكان آزمون و خطا را در محيطي مي‌‏يابند كه كوچك‌‏ترين خطايي بر مبناي دانش روز به آنها گوشزد مي‌‏شود و از اين طريق به لحاظ شهروندي نيز ارتقا مي­يابند.
اين بيانيه مي‌‏افزايد: البته تحقق اين امور، همگي منوط به وجود حداقلي از آزادي‌‏هاي آكادميك است. اين آزادي‌‏ها هيچ‌‏گاه توسط حكومت‌‏هاي غيردموكراتيك و دولت‌‏هاي تماميت‌‏خواه به رسميت شناخته نشده است و دانشگاه، با نگاهي تنگ نظرانه، اغلب اوقات سنگري براي تصرف تصور شده است.
در ادامه اين بيانيه آمده است: اين نگاه، متأسفانه با روي كارآمدن دولت نهم تشديد گرديد و به اساتيد و دانشجويان به عنوان كنش‌‏گراني كه بايد مهار شوند، نگريسته شد. عدم اهتمام عملي اين دولت، به دانش مدرن و نگرش غيركارشناسانه آن به جامعه و مسائل آن، باعث شده است برخي شعارهاي خيال‌‏بافانه و غيرموجه در مورد دانشگاه‌‏ها، بدون توجه به پيامدهاي آنها، تكرار شوند. متأسفانه، گرايش­­هاي يكه‌‏سالارانه و اقتدارمآبانه درون حكومت، در ابعادي وسيع و به طرزي نگران‌‏كننده، عزم خود را براي محدود كردن فضاي نقد در دانشگاه‌‏ها جزم كرده‌‏اند و اين همه، افزون بر برخوردهاي صورت‌‏گرفته با فعالان سياسي، دانشجويان، روشنفكران، احزاب و تعطيلي روزنامه‌‏ها است.
اين فعالان سياسي، فرهنگي و حقوقي در ادامه بيانيه خود آورده‌‏اند: گويا اين بار قرعه فال به نام دانشجويان ستاره‌‏دار و تشكل‌‏هاي مستقل دانشجويي افتاده است، به گونه‌‏اي كه دانشجويان تك‌‏ستاره، به صورت مشروط، مجاز به ادامه تحصيل در مقطع كارشناسي ارشد شده‌‏اند. دانشجويان دوستاره، روزها پس از آغاز سال تحصيلي، پس از فراز و فرود بسيار، با اخذ تعهدات سنگين و تنگ‌‏نظرانه ثبت‌‏نام شده‌‏اند. بيش از 10 تن از دانشجويان موسوم به سه‌‏ستاره كه حائز رتبه علمي بودند نيز بدون هيچ دليل مشخصي از ادامه تحصيل بازماندند و هنوز ثبت نام نشده‌‏اند. اين اقدامات، نشانه‌‏هاي برنامه‌‏اي از پيش طراحي‌‏شده براي بالا بردن هزينه فعاليت‌‏هاي فرهنگي- سياسي در دانشگاه‌‏ها و خالي كردن آنها از نيروهاي مجرب داراي بينش انتقادي است.
اين بيانيه مي‌‏افزايد: محدود كردن حضور صاحب‌‏نظران و فعالان سياسي در دانشگاه‌‏ها، انحلال يا ايجاد محدوديت براي شوراهاي صنفي، نشريات دانشجويي و به‌‏خصوص برخوردهاي صورت‌‏گرفته با انجمن‌‏هاي اسلامي و دفتر تحكيم وحدت به عنوان بزرگ‌‏ترين تشكل منتقد دولت در دانشگاه‌‏ها، تلاشي است براي قطع ارتباط دانشگاه با جريان‌‏هاي دردمند و فعالي كه دغدغه آباداني و سربلندي ايران عزيز را دارند. انتصاب روساي مجيزگو و وابسته، بر مسند رياست دانشگاه‌‏ها، گامي براي از بين بردن استقلال دانشگاه‌‏ها و تبديل آنها به پادگان‌‏هايي است كه تنها به شبيه‌‏‏سازي آدم‌‏ها و پشتيباني از خط مشي­هاي ضد دموكراتيك و ماجراجويانه اقدام مي‌‏كنند.
در ادامه اين بيانيه آمده است: افسوس كه همزماني ماه مهر و ماه مبارك رمضان نيز در تغيير رفتار مدعيان دين و دولت مدعي مهرورزي به ويژه در رابطه با صادق‌‏ترين و سالم‌‏ترين نيروهاي جامعه، يعني دانشجويان، كمترين اثري نكرد. اميد است دولتمردان ما در عمل، حكومت امام علي (ع) را سرمشق قرار دهند و رعايت حقوق مخالفان را از ايشان بياموزند. لازم است به نيروهاي منتقد و فعّال سياسي و فكري نيز متذكر شويم كه سكوت در برابر چنين رويه­هايي، جامعه را در سراشيبي سقوط و انحطاط مي‌‏اندازد و تمام فداكاري‌‏ها و جانبازي‌‏هاي گذشته را بر باد خواهد داد. از خداوند متعال براي حكومت و دولت، دورانديشي، رفتار عقلايي و انصاف و براي مردم و نيروهاي فكري - سياسي صبر، تحرّك و شجاعت آرزو مي­كنيم.

پ.ن : ایین سوگواری و امرزش خواهی مادر گرامی سعید حبیبی   روز یکشنبه از ساعت 3 الی 4.30 .مسجد جامع قلهک. خیابان دکتر شریعتی.

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 2:6 توسط ا.امیرقلی |

اسارت

آیا نسلی که بعد از من می ماند معلم شهید دکترعلی شریعتی

و می بیند که من برای اوکاری نکرده ام

رنج اسارت هایی را که کشیدم

نشانه ای از خلوص من در ایمان به خویش نخواهد شمرد ؟

ملت من

من برای تو کاری نکرده ام

اما می دانی که با دشمن نساخته ام

می دانی که ........ نمی دانی .......

اما ....... بدان که زندگی و دار و دسته کثیفش ؛

آسایش و لذت و ثروت و پیشرفت و نام و ننگ

نبود که مرا در در بیهودگی به خاک سپرد !

اسارت بود !

می فهمی ... ؟ اسارت .

معلم شهید دکتر علی شریعتی – گفتوگوهای تنهایی .

 

پ.ن : سعید حبیبی  عزیز در غم از دست دادن مادرش به سوگ نشسته است .سعید عزیز تسلیت من را  بپذیر و مرا در غم خود شریک بدان . 

 

پ.ن ۲: آره پیروز شدم !!! بالاخره با کمک سمیرای عزیز  توانستم به باغ مخفی یک دارکوب دست پیدا کنم
پ.ن۳ : دوستان من بالاخره بعد از مدتها ID جدید توی Yahoo! Messenger گرفتم : oldcowboy66 لطفا من را add کنید یا ID هاتون رو بدید تا من شما را add کنم . مرسی
پ.ن۴ : استیضاح مجازی احمدی نژاد  اگه باهاش موافقید امضا کنید
+ نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت 1:29 توسط ا.امیرقلی |

نغمه پیوند

 

ای شمایان اتحاد خلق را آوا کنید

نغمه پیوند بردارید تا غوغا کنید

 

پرچم پیروزی دیروز بر دوش شماست

فرصتی تا هستتان اندیشه فردا کنید

 

جان مایید ای به ره ارزان نهاده جان خویش

گرنه در اندیشه خویشید، فکر ما کنید

 

بر کلوخ پاره پروانیست تیغ صاعقه

حفظ آن سنگ سترگ و قله والا کنید

 

سرخ گستردید خوان خون به پیش روی خصم

بر سر این سفره با هم ای رفیقان تا کنید

 

چون ددان را تا کنام خویش واپس رانده اید

بیشه، پر از پاسداران پلنگ آسا کنید

 

شه شکستید و به شه سازان هجوم آورده اید

تا سر افتد دشمن غدار را بی پا کنید

 

بر عدو بستید هر در کز عداوت می گشود

حیلت آور دست اکنون مشت او را وا کنید

 

دشمن بی چهره را با صد نشان باید شناخت

تا به هر رنگی که رو پوشد ورا رسوا کنید

 

فاش گفتید آنچه با بیگانه می بایست گفت

حالیا این دل به دشمن دادگان افشا کنید

 

در میان آن همه آواز کج آهنگ، باز

ای شمایان اتحاد خلق را آوا کنید

 

سیاوش کسرایی دی ۵۸

 
پ.ن : کسی نمیدونه من چطوری می تونم برم تو باغ مخفی یک دارکوب ؟
به جان خودم به بهترین راه حل ۱۰ ساعت کارت اینترنت یا معادل ۳۰۰۰ تومان جایزه میدم !!!!

 

+ نوشته شده در جمعه پنجم آبان 1385ساعت 1:27 توسط ا.امیرقلی |

همه زندانيان سياسى بايد آزاد شوند

ضرورت تداوم مبارزه عليه نقض حقوق بشر در ايران

 زندانی سیاسی آزاد باید گردد


مبارزه عليه نقض حقوق بشر در ايران، بايد تداوم يابد. اين مبارزه گاه با گام‌هاى کوچک پيش می‌رود، گام‌هايى که شايد از نظر بسيارى از رهروان، بيش از حد کوچک جلوه کند. آرى، آزادى شايد موقت دو زندانى سياسى در قياس با آن همه جنايت که مأموران حکومت در زندان‌ها مرتکب شده‌اند و می‌شوند و آخرين موارد پر سر و صداى آن، قتل اکبر محمدى و ولى فيض مهدوى بود، رويدادى با اهميت کمتر است، اما در حد خود از آن رو بااهميت است که به ما براى تداوم مبارزه انگيزه و روحيه می‌دهد. اين مبارزه، استقامت و پيگيرى می‌طلبد و گاه به جريان مداوم آبى می‌ماند که بايد سنگ خارا را بشکند

در هفته‌اى که گذشت، دو خبر مسرت‌بخش منتشر شد که مربوط به آزادى دو زندانى سياسى در ايران بود. احمد باطبى و علي‌اکبر موسوى خوئينى آزاد شدند. هر چند اين دو منتقد حکومت جمهورى اسلامى بسيار دير، يکى پس از دفعات مکرر زندان و گذراندن سال‌ها در حبس سياسى و ديگرى به دنبال متجاوز از چهار ماه «بازداشت موقت» آزادى خود را باز يافتند و ارقام حيرت‌آور سيصد ميليون تومان و صد و پنجاه ميليون تومان به عنوان وثيقه در مورد آنان تعيين شد، همين که قوه قضائيه فعلاً ناگزير از پايان دادن به بازداشت غيرقانونى اين دو زندانى سياسى شده است، بدون ترديد تا حدى نتيجه مبارزه براى رعايت حقوق بشر در ايران است. اين دو خبر خوب، نشانگر آن است که جمهورى اسلامى نمی‌تواند آن قدرها هم که وانمود می‌کند، به افکار عمومى ايران و جهان بی‌اعتنا بماند.
حکومت جمهورى اسلامى به سه انگيزه عمده، در مواردى مجبور به عقب‌نشينى از مقاصد سرکوبگرانه خود می‌شود: نخست آن که اين حکومت مايل به همراه کردن شمار هر چه بيشترى از ايرانيان با خود در بحران هسته‌اى است و گاه براى آنچه خود «وحدت ملی» در مقابله با بيگانگان می‌نامد، پروژه‌هاى سرکوب را به طور مقطعى در درجه دوم اهميت قرار می‌دهد. دوم آنکه در عرصه بين‌المللى، هر چه نقض حقوق بشر در ايران شديدتر باشد، بخش بزرگترى از جامعه جهانى می‌تواند اعمال تحريم و مجازات عليه جمهورى اسلامى را بپذيرد، و از اين رو، به ويژه همزمان با نزديک شدن پرونده اتمى ايران به مرحله‌اى ديگر از توافق بين‌المللى براى اقدام عليه تهران، حکومت مانورهايى را به عنوان مشاطه بر چهره خود به عنوان نقض‌کننده حقوق بشر انجام می‌دهد. و بالاخره، در شرايطى که انتخابات «تجميع‌شده» مجلس خبرگان، شوراها و ميان‌دوره‌اى مجلس شوراى اسلامى در پيش است، هر اقدامى که بتواند گروه بيشترى را به حاضر شدن پاى صندوق‌هاى رأى ترغيب کند، می‌تواند از راهکارهاى جمهورى اسلامى براى پررونق کردن انتخابات باشد.
در عين حال، اين حکومت همان است که همين اخيراً، اکبر محمدى و ولی‌الله فيض مهدوى را در زندان به قتل رساند. هر کس که سر و کارش با دستگاه امنيتى جمهورى اسلامى و بازجويان و زندانبانان آن بيافتد، به‌طور بالقوه در معرض خطر شکنجه جسمى يا روحى يا هر دو و حتى در مواردى در معرض خطر مرگ قرار می‌گيرد. ماهيت سرکوبگر اين حکومت تغييرى نکرده است، اين محظورات تاکتيکى است که حکام ايران را مجبور می‌کند گاه نقشه‌هاى گزمه‌هاى خود را محدود کنند.
از آنجا که انگيزه‌هاى حکومت براى آزادى اين يا آن زندانى سياسى زودگذر است و گاه مي‌تواند به سرعت از موضوعيت بيافتد، هشيارى در مورد جان همه زندانيان سياسى ضرورى است. افکار عمومى ايران تا روزى که حتى يک نفر به خاطر دگرانديشى، انتقاد از حکومت يا مخالفت با آن در زندان است، نبايد سرنوشت زندانيان سياسى را فراموش کند. يادآورى زندانيان سياسى و پخش گزارش‌هاى مربوط به آنان در سطح هر چه وسيع‌تر، يک ضرورت دائمى است. آزادى دو زندانى سياسى در اين هفته را بايد به فال نيک بگيريم و از اين دو رويداد به اين نتيجه برسيم که تلاش‌هاى ما براى دفاع از حقوق زندانيان سياسى بيهوده نيست.
خواست آزادى زندانيان سياسى، يک خواست محورى جنبش دمکراتيک مردم ايران است. حول اين خواست، می‌توان بخش‌هاى بزرگى از جامعه ايرانى و نيز افکار عمومى جهان را بسيج کرد. براى آنکه يکپارچه خواهان آزادى زندانيان سياسى شويم، لازم نيست در موارد ديگر سياسى و عقيدتى با هم توافق داشته باشيم، حتى لازم نيست هدف پايان دادن به حکومت اسلامى در ايران را دنبال کنيم. زندانى سياسى در جهان امروز پديده‌اى زشت و وصله‌اى ناجور بر جامه بشريتى است که همه سخنگويان آن از بام تا شام ظاهراً در باب کرامت انسان و حرمت او سخن می‌گويند. وجود زندانى سياسى، رسواکننده همه ادعاهاى کاذب حکام در مورد دلسوزى براى مردم تحت انقياد آنان است. اين ننگ حکام را که افرادى صرفاً به علت سخن گفتن در نقد آنان، از موهبت آزادى محروم می‌شوند، بايد به گونه‌اى خستگی‌ناپذير به هر کس گوش شنوا دارد يادآورى کرد.
مبارزه عليه نقض حقوق بشر در ايران، بايد تداوم يابد. اين مبارزه گاه با گام‌هاى کوچک پيش می‌رود، گام‌هايى که شايد از نظر بسيارى از رهروان، بيش از حد کوچک جلوه کند. آرى، آزادى شايد موقت دو زندانى سياسى در قياس با آن همه جنايت که مأموران حکومت در زندان‌ها مرتکب شده‌اند و می‌شوند و آخرين موارد پر سر و صداى آن، قتل اکبر محمدى و ولى فيض مهدوى بود، رويدادى با اهميت کمتر است، اما در حد خود از آن رو بااهميت است که به ما براى تداوم مبارزه انگيزه و روحيه می‌دهد. اين مبارزه، استقامت و پيگيرى می‌طلبد و گاه به جريان مداوم آبى می‌ماند که بايد سنگ خارا را بشکند. اين مبارزه، فعلاً توفانى نيست که از امروز به فردا، طومار استبداد را در هم پيچد. نتايج اين مبارزه، فعلاً زياد «جنجالي» و «خبرساز» نيست. اما مطمئن باشيم که اين مبارزه، ثمربخش است. همين که به ياد آوريم همسر احمد باطبى و بقيه خويشاوندان او چند هفته پيش با چه اضطرارى از مبارزان حقوق بشر، پيگيرى سرنوشت باطبى را می‌خواستند، کافى است که بتوانيم ميزان شادمانى باطبى و خانواده‌اش از بازگشت او را تصور کنيم. اين گونه شادمانى‌ها به علت وجود سانسور در ايران، بازتابى گسترده نمی‌يابد، اما وجود دارد. نورى است در دل شب، نورى که به دل‌ها اميد می‌بخشد و نيروبخش است براى تداوم زندگى و مبارزه.

پ.ن : کسی نمیدونه من چطوری می تونم برم تو باغ مخفی یک دارکوب ؟
به جان خودم به بهترین راه حل ۱۰ ساعت کارت اینترنت یا معادل ۳۰۰۰ تومان جایزه میدم !!!!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 1:57 توسط ا.امیرقلی |

صلح ، آرامش امنیت حق مسلم ماست ۹
                                   روندهاى متناقض در پرونده‌ هسته‌اى ايران

                                               انرژی هسته ای


در مرحله‌ کنونى و نيز تا آينده‌اى قابل پيش‌بينى عليرغم ميل فرستادن پرونده‌ هسته‌اى ايران به‌ شوراى امنيت، نحوه‌ برخوردهاى احتمالى به‌ جمهورى اسلامى در رابطه‌ با تحريم کاملا محتاطانه‌ و آرام خواهد بود و در کنار تشديد يک برخورد استراتژيکى مجازات‌گرايانه‌، کشورهاى بزرگ دنيا عملا در حوزه‌هائى محدود، سياست‌هاى تشويقى خود را به‌ پيش خواهند برد تا از اين طريق هم به‌ تقويت گرايش ميانه‌رو در درون جمهورى اسلامى کمکى کرده‌باشند و هم اراده‌ خود را در پيشبرد برخوردى قاطع به‌ شيوه‌اى استراتژيکى به‌ پيش برده‌ باشند

اگرچه‌ روند پرونده‌ هسته‌اى ايران در کل به‌ علت شکست مذاکرات، ظاهرا در مسير قابل پيش‌بينى شده‌ خود که‌ همانا ارجاع آن به‌ شوراى امنيت است، پيش ميرود، اما در همان حال به‌ علت پيچيدگى وضعيت منطقه‌ و جهان، و نيز حوادث متناقضى که‌ دارند اتفاق ميافتند، روندهاى متناقضى را هم در بطن خود به‌ نمايش ميگذارد. روندهائى که‌ در عين تمايلشان به‌ خنثى کردن همديگر، هنوز در کنار هم و مستقل از همديگر عمل ميکنند به‌ طورى که‌ پيش‌بينى مسير تحولات آتى را بسياردشوار کرده‌ اند. اکنون نه‌ آنانى که‌ به‌ حمله‌ به‌ ايران دل خوش کرده‌ بودند، به‌ آسانى ميتوانند بر اين عقيده‌ خود باقى بمانند، و نه‌ آنانى هم که‌ به‌ يک تحول سياسى در اين مورد دل بسته‌اند ميتوانند به‌ آسانى به‌ اثبات آن بنشينند. فضاى برزخى کنونى خصوصيت اصلى وضعيت پرونده‌ هسته‌اى ايران است. فضائى که‌ احتمالا در کوتاه‌مدت و ميان‌مدت لااقل تداوم خواهد داشت.
در مورد روندهاى متناقض ياد شده‌ که‌ در اينجا ميتوان با صفت‌هاى منفى و مثبت آنان را از هم جدا کرد، ميتوان گفت که‌ از جمله‌ حوادثى که‌ حاکى از پروسه‌ منفى اين پرونده‌ در حال و آينده‌ است، عبارت اند از اعلام شکست مذاکرات از طرف خاوير سولانا، اعزام چند ناوگان ديگر جنگى آمريکائى به‌ منطقه‌، سخنان مقامات بلند پايه‌ آمريکائى در باره‌ درس عبرت گرفتن ايران از مسئله‌ کره‌ شمالى و موافقت کشورهاى اروپائى در ارجاع اين پرونده‌ به‌ شوراى امنيت.
حوادث ديگرى که‌ حاکى از روند تا حدى مثبت اين قضيه‌ هستند عبارت اند از اعلام باز بودن در مذاکرات با جمهورى اسلامى، لغو ممنوعيت دولت آمريکا از يک شرکت آمريکائى براى فروش قطعات موتور هواپيما به‌ ايران، مخالفت بوش با طرح تقسيم عراق به‌ سه‌ منطقه‌ شيعى، سنى و کرد که‌ در آن از به‌ خطر افتادن منافع سوريه‌ سخن به‌ ميان آورده‌ شده‌ است (و اين از اين لحاظ که‌ سوريه‌ متحد استراتژيک جمهورى اسلامى در منطقه محسوب‌ ميشود، جالب توجه‌ است) و نيزحرکت جمعى از مقامات ذى نفوذ آمريکائى که‌ خواستار مشارکت دادن جمهورى اسلامى در آرام کردن وضعيت نامناسب داخلى عراق شدند، ميباشند. (امرى که‌ توسط طالبانى تکرار شد و وزارت خارجه‌ ايران طى يک موضع گيرى رسمى از آن استقبال کرد). در مورد روند منفى مسئله‌ ميتوان گفت که‌ نتيجه‌ منطقى آن عبارت است جنگ ويا لااقل تنش‌هاى مداوم. و در مورد روند مثبت مسئله‌ هم ميتوان گفت که‌ نتيجه‌ منطقى آن عبارت است از يک راه‌ حل سياسى که‌ در آن ضمن حفظ منافع طرفين، شاهد يک آرايش جديد قدرت در منطقه‌ خواهيم بود. حال چه‌ اين آرايش نتيجه‌ عقب‌نشينى نسبى رژيم ازسياست‌هاى سنتى خود باشد و چه‌ نتيجه‌ پيشروى آن در مسير تحميل خود در وضعيت موجود باشد.
اگر چه‌ اين دو روند على‌الظاهر مستقل مينمايند و هر کدام را ميتوان با نتايج خود فرض کرد، اما همچون دو خصوصيت اصلى روندى کليترى به‌ نظر ميرسند که‌ ميتوان آنرا مرحله‌ برزخى روند پرونده‌ هسته‌اى ايران ناميد. در اين حالت برزخى است که‌ اين دو خصوصيت به‌ نقطه‌ تقاطع همديگر ميرسند و در پيوند با يکديگر همديگر را تعريف ميکنند. در اينجا ميتوان محل تقاطع اين دو خصوصيت متناقض را اينگونه‌ کاوشگرى کرد که‌ در مرحله‌ کنونى و نيز تا آينده‌اى قابل پيش‌بينى عليرغم ميل فرستادن پرونده‌ هسته‌اى ايران به‌ شوراى امنيت، نحوه‌ برخوردهاى احتمالى به‌ جمهورى اسلامى در رابطه‌ با تحريم کاملا محتاطانه‌ و آرام خواهد بود و در کنار تشديد يک برخورد استراتژيکى مجازات‌گرايانه‌، کشورهاى بزرگ دنيا عملا در حوزه‌هائى محدود، سياست‌هاى تشويقى خود را به‌ پيش خواهند برد تا از اين طريق هم به‌ تقويت گرايش ميانه‌رو در درون جمهورى اسلامى کمکى کرده‌باشند و هم اراده‌ خود را در پيشبرد برخوردى قاطع به‌ شيوه‌اى استراتژيکى به‌ پيش برده‌ باشند، و از اين طريق جناح اصول‌گراى تندرو حاکم را به‌ چالشى جديترى کشانيده‌ باشند.
البته‌ جمهورى اسلامى نيز به‌ نوبه‌ خود از اين احتياط جامعه‌ جهانى که‌ ناظر بر پيش‌گيرى از يک فاجعه‌ جديد در منطقه‌ است، با پيش بردن مانورهائى ديگرسعى ميکند که‌ کمال استفاده‌ را ببرد، و با تکيه‌ بر اين مسئله‌ و جو تازه‌اى که‌ در منطقه‌ بعد از رکود سياست‌هاى آمريکا و تقويت جو شيعى‌گرى در منطقه‌ به‌وجود آمده‌ است کاملا به‌ فاز ديگرى که‌ همانا به‌ رسميت شناختن نهائى خود بر پايه‌ يک آرايش جديد قدرت در منطقه‌ باشد، وارد شود. اين تصور جمهورى اسلامى که‌ بر پايه‌ احتياط سياست غربى و در برنتابيدن منطقه‌ و جهان در تحمل جنگى ديگر پايه‌ريزى شده‌ است، در بعد سياسى کلان چنين خصوصياتى را خواهد داشت: يک قدرت منطقه‌اى با هاله‌اى از متحدين خود که‌ از بند تحريم‌ها و تهديدات آمريکا رسته‌ است و در همان حال در پروسه‌ به‌ رسميت شناختن اسرائيل به‌ عنوان يکى ديگر از قدرت‌هاى منطقه‌ خواهد بود.
جمهورى اسلامى به‌ خوبى از بن‌بست سياست غربى‌ها در منطقه‌ آگاه‌ است، و روى جلوه‌ گرايش‌هاى سازشگرانه‌اى که‌ در لايه‌هاى زيرين تاريکخانه‌ سياست غربى در حال تکوين است، حساب ويژه‌ باز کرده‌ است. سخنان اخير فرمانده نيروهاى مسلح بريتانيائى که‌ از عدم کارائى سياست‌هاى غرب در رابطه‌ با جمهورى اسلامى ياد کرد، و غرب را به‌ واقع‌نگرى فرا خواند، شايد نمونه‌اى ديگر از همين ميل به‌ سياست سازش با جمهورى اسلامى باشد که‌ درلايه‌هاى زيرين سياست غربى، به تدريج بعد جديترى به‌ خود ميگيرد.
اما اين فقط يکى از احتمالات جدى اين حالت برزخى است. احتمال ديگر کماکان اين است که‌ روند حوادث متناقض به‌ شق ديگرى منتهى شود و آن اين است که‌ نهايتا آمريکا در تحليل نهائى چنين امرى را برنتابد و عليرغم هر نتايجى که‌ جنگى ديگر ميتواند در بر داشته‌ باشد لااقل در بعدى محدود هم که‌ باشد، قدرتى نظامى نشان دهد. و اينکه‌ سياست نيمه‌ تهاجمى رژيم تا چه‌ حد حساب اين شق دوم را کرده‌ باشد، خود امرى مهم است. اينکه‌ جناح حاکم موجود از سنت خمينى استفاده‌ خواهد کرد و جام زهرى ديگر خواهد نوشيد و يا اين جام زهر را در خلال جنگى ديگر خواهد نوشيد، خود مسئله‌ جدى‌اى است که‌ بايد به‌ آن توجه‌ نمود. به‌ويژه‌ اينکه‌ جمهورى اسلامى به‌ شيوه‌اى تاريخى هميشه‌ سعى کرده‌ است در مسائل سياست‌هاى کلان از روش "نتايج کمتر قابل پيش‌بينى شده‌ و يا غير قابل پيش‌بينى شده‌" در مقابل حريفان خود استفاده‌ کند، تا با اين کار هميشه‌ حريف خود را غافلگير کرده‌باشد.
به‌هرحال پرونده‌ هسته‌اى جمهورى اسلامى وارد مراحل بسيار حساس‌تر خود شده‌ است، و ميرود که‌ با خود در آينده‌ حوادث بسيار تعيين‌کننده‌ترى را به‌ همراه‌ آورد.
پ.ن : کسی نمیدونه من چطوری می تونم برم تو باغ مخفی یک دارکوب ؟
به جان خودم به بهترین راه حل ۱۰ ساعت کارت اینترنت یا معادل ۳۰۰۰ تومان جایزه میدم !!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 1:3 توسط ا.امیرقلی |

سردارطلائی به اين دليل استعفا داد !!!
پیک نت :

آیت الله بروجردی

سردار طلائی، فرمانده مستعفی نيروی انتظامی تهران بزرگ، بالاخره درجمعسردار طلایی كانديداهای انتخابات شورای شهر تهران قرار گرفت. باحتمال بسيار عضو و يا رئيس شورای شهر تهران نيز خواهد شد و شورای شهر تهران نيز يكدست خواهد شد. فرمانده سابق نيروی انتظامی (قاليباف) شهردار و فرمانده سابق نيروی انتظامی تهران بزرگ رئيس شورای شهر. شايد هم جايشان را با هم عوض كنند. اين كه چنين نتيجه ای از انتخابات آينده شوراها بدست بيايد يا نيايد مهم نيست، مهم اينست كه حاكميت يكدست جمع اضداد است و روز به روز نيز دسته بندی های درون آن بيشتر آشكار می شود. سردار طلائی در مخالفت با آخرين فرمان سردار ذوالقدر قائم مقام سابق سپاه و قائم مقام كنونی وزير كشور و صاحب اختيار نيروی انتظامی دراين وزارتخانه از سمت خود استعفا داد. اين فرمان مربوط به دستگيری آيت الله و بقول روزنامه جمهوری اسلامی يك روحانی سيد و شياد مدعی ارتباط با امام زمان است. يعنی طلائی در شب اجتماع طرفداران اين روحانی در اطراف خانه و خيابان محل اقامت وی، با او ملاقات كرده و موافقت وی را برای دستور پراكنده شدن طرفدارانش را گرفت. با اين شرط كه با خود وی نيز نيروهای انتظامی و امنيتی كاری نداشته باشند. بخش اول اين توافق انجام شد و آن سيد بقول جمهوری اسلامی "شياد" به طرفدارانش گفت بروند به خانه هايشان. اما قسمت دوم توافق عمل نشد و به دستور و همآهنگی ذوالقدر با وزارت اطلاعات وامنيت، پس از پراكنده شدن طرفداران روحانی مدعی ارتباط با امام زمان ريختند به خانه وی و او را بردند به اوين. اختلاف بر سر اين توافق و دستگيری انگيزه استعفای اعتراضی سردار طلائی بود و در نخستين خبر استعفای وی نيز پيك نت همين مسئله را اعلام داشت. ( خبر را دراينجا بخوانيد) اكنون نامه زير جهت انتشار برای پيك نت ارسال شده است كه بدون هيچ تفسيری آن را منتشر می كنيم.

                        متن نامه

پ.ن : اعترض به وضعیت زندانیان سیاسی امضا کنید

پ.ن۲ : مانا نیستانی از ایران اخراج شد  

پ.ن۳ :روزگار هم توقیف شد

پ.ن ۴ : قوچاني:دولتي که صدا و سيما را تحمل نمي کند از تحمل يک روزنامه يقينا عاجز است

پ.ن ۵ : کارنامه عملکرد فرهنگي حاکمیت یکدست در یک سال ونیم گذشته

پ.ن۶ : آزادى و دمكراسى از ديدگاه سوسياليسم از من در سیمرغ

+ نوشته شده در سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 2:3 توسط ا.امیرقلی |

آزادی برادرمان مهندس موسوی خویئنی گرامی باد .

                           مهندس موسوی خوئینی بعد از۱۳۰ روز مقاومت دلاورانه آزاد شد

    

                   مهندس موسوی خوینی

  بوسه بر بوسه زنيم روى مه ياران را
                                              اشک در اشک بشوئيم غبار غم اين دوران را   شعله در شعله کشيم کاخ ستمکاران را
                             خانه در خانه گل خنده نشانيم همه ايران را                          دل بى‌تاب به شادى بنشين و به طرب
                                                   که نويدش سر هر کوى و گذر مى‌آيد.

 

پ.ن : آی مردم بزایید و از مشکلات نترسید اون با احمدی نژاد !!!!

 

 پ.ن۲: شماره ۱۰  هفته نامه سیمرغ منتشر شد

 

   

+ نوشته شده در دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 1:16 توسط ا.امیرقلی |

 
.:: Media ::.