تبليغاتX
آرمان سرخ
در پیشواز ٣۹مین سالگرد تولد جنبش فدایی ؛دعوت برای برگزاری مراسم مشترک ۱۹بهمن

۱۹بهمن فرا می¬رسد. ٣۹ سال از تولد جنبش فدائی، از آن واقعه¬ی تاریخی که در حیات سیاسی کشورمان حادثه¬ای شگرف، و در تاریخ جنبش چپ¬میهن¬مان نقطه¬ی عطفی محسوب می¬گردد، گذشت. بدون شک پدیده جنبش فدائی با توجه به شرایط سیاسی کشورمان در ۴- ۵ دهه¬ پیش، و با در نظر داشتن فضای انقلابی حاکم برجهان و سمت¬گیری¬ غالب جنبش¬های رهائی¬بخش در دهه ۵۰ و¬ ۶۰ میلادی، ضرورتی اجتناب¬ناپذیر بود.

جنبش فدائی بخاطر مشخصه¬های بارز خود، از جمله صداقت، استقلال، شور انقلابی و پویایی کمونیستی، در سال¬های قبل از انقلاب خیلی سریع توانست در بین روشنفکران انقلابی جامعه، برای خود جا باز کرده و صاحب جایگاهی شود. همانگونه که شاهد بودیم، جنبش فدایی با پیروزی انقلاب بهمن ۵۷ به جنبشی فراگیر و توده¬ای فرا روئید. جنبشی که سراسر کشورمان را در نوردید و به اندک مدتی در تمامی شهرها و روستاها، در کارخانه و مزارع، در مدارس و دانشگاه¬ها، در ادارات و ... تأثیر خود را بجای گذاشت. قدرت و توان سازمان¬گری فداییان موجب گردید، از این جنبش بعنوان یکی از نیروهای مؤثر و تعیین کننده، در معادلات سیاسی نام برده شود.

متأسفانه سیر تحولات، همراه با عواملی متعدد دست به دست هم داد، تا این روند رو به¬گسترش، متوقف و سیر نزولی پیش گیرد. در مدتی کوتاه آن نیروی میلیونی به چند نام و شمار متعددی تشکیلات ضعیف و غیر مؤثر خلاصه گردید. هرچندکه نام و اعتبار فداییان از حافظه¬ی تاریخی مردم کشورمان زدودنی نیست و این جنبش، با شراره¬های زیر خاکسترش دارای پتانسیلی فراوان برای افروختن آتشی شکوهمند است. متأسفانه رفتار و عملکرد تمامی طیف¬های فدائی با درجاتی متفاوت، در خلاف راستای آن خاستگاه مردمی و توان توده¬ای است. تنش¬هائی پایان ناپذیر، سازمان¬های فدائی را در برگرفته و چند سازمانی که نام فدائی را یدک می¬کشند و خود را میراث¬دار منحصر بفرد فداییان بشمار می¬آورند، در آن موقعیتی نیستند که که بتوانند مسئولیتی چنین سنگین را به تنهائی بر دوش گرفته و به سرمنزل مقصود برسانند. تشتتی ¬چنین البته صرفاً مختص جنبش فداییان و سازمان¬ها و طیف¬های فدائی نیست. جنبش چپ کشورمان بشکلی عمومی از این عارضه در رنج است. انشعاب اخیر در سازمان راه کارگر، نشان از جان سختی ویروس تشتت دارد. اگر پاره¬ای از انشعابات در جریانات چپ را اجتناب ناپذیر بدانیم، اکثر آنها نامعقول و غیر منطقی بوده است.

درموقعیت کنونی کشورمان که بسی خطیر می¬نماید، اتحاد نیروهای چپ ضرورتی انکار ناپذیر و عاجل بشمار می¬آید. اگر نیروهای چپ در این آوردگاه اجتماعی نتوانند به سرعت متحد گشته و از تمامی توان خود در پیکار توأمان علیه امپریالیسم و ارتجاع حاکم استفاده نمایند، دور نیست مجدداً حکومتی از جنس حاکمیت برآمده از کنفرانس گوادلوپ را بصورتی رنگین و در پوستی مخملین برای چند دهه دیگر بر مردم کشورمان تحمیل شده ببینند. مطمئناً بار دیگر نیروهای چپ و دمکراتیک کشورمان از این نمد کلاهی نصیب¬شان نخواهد شد. اگر صادقانه درپی اجتناب از چنین سرنوشت محتومی هستیم، پس سریعاً حول مشترکات فراوان خود متحد شویم، بی آنکه بخواهیم اختلافات و تفاوت¬های خود را سرپوشی نهاده، و یا نادیده بگیریم. این تفاوت¬ها و اختلافات بخشی انکار ناپذیر از واقعیت امروزین جنبش چپ کشورمان می¬باشد، و احتمالاً سالیان سال هم دوام خواهد یافت. ولی چنین اختلافاتی نه در آن حدی است که مشترکات ما را تحت¬الشعاع قرار دهد، و نه برماست که در چنین موقعیت خطیری به تعمیق اختلافات موجود دامن زنیم.

با توجه به اینکه جنبش فدائی یکی از ارکان و ستون¬های اصلی جنبش چپ کشورمان بشمار می¬آید، اتحاد و همکاری طیف¬های فدائی می¬تواند تأثیری بسزا و تعیین کننده در شکل¬گیری اتحاد چپ کشورمان بجای گذارد. از اینرو ما اعضاء و هواداران طیف¬های مختلف فدائی، در نخستین گام تمامی سازمان¬های فدائی را فرامی¬خوانیم، جشن تولد جنبش فداییان را در داخل و خارج از کشور بصورت مشترک برگزار نمایند. برگزاری این جشن مشترک، در ٣۹مین سالگرد حماسه سیاهکل، می¬تواند مقدمه و تمرینی برای گرامی¬داشت هرچه باشکوه¬تر ۴۰مین سال تولد جنبش فداییان، در ۱۹بهمن سال ۱٣٨۹ و بزرگداشت چهاردهه مبارزه و از خودگذشتگی فداییان خلق باشد. جشنی که شایسته است، بشکلی گسترده و در شأن و نام فداییان خلق برگزار گردد.

برگزاری جشن مشترک بزرگداشت ۴۰مین سالگرد ۱۹بهمن، هرچند گامی در راستای مبارزه مشترک فداییان خلق علیه امپریالیسم و ارتجاع حاکم و تشکیل جبهه چپ کشورمان، خواهد بود. ولی نبایستی آنرا تلاشی هرچند ناچیز برای نادیده گرفتن تفاوت¬ها و اختلافات موجود طیف¬های گوناگون فداییان خلق و دیگرسازمان¬ها و احزاب چپ کشورمان استنباط نمود. فداییان خلق با هر پسوندی همچنان حق دارند نظرات و عملکرد دیگر جریانات فدایی را به نقد کشیده و با آن مبارزه نمایند.

برای برگزاری هرچه باشکوه¬تر آغاز پنجمین دهه حیالت جنبش فدائی، یکسال آینده را صرف سازماندهی مبارزه مشترک برای اعتلای جنبش دمکراسی خواهی و عدالت طلبی، و مبارزه علیه استبداد و امپریالیسم جهانی سازیم.

اعضاء و هواداران داخل کشور:
چریک¬های فدائی خلق ایران
سازمان فدائیان خلق ایران- اکثریت
سازمان فدائیان خلق ایران- اقلیت
سازمان فدائیان خلق ایران- پیروان بیانیه۱۶ آذر


+ نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت توسط ا.امیرقلی |

شاه در رفت ؛ امام آمد ؛ خامنه اي ميرود ؛ چه كسي مي آيد ؟
الف
نون
قاف
لام
الف
ب
انقلاب ؛ 31 سال پيش بود كه هجي كلمه انقلاب بر روي سنگفرش هاي خيابان هاي ايران نقش بست حرف به حرف انقلاب توسط غيورترين زنان و مردان اين سرزمين هجي شده از 25 سال پيش 28 مرداد ، 15 خرداد ، 19 بهمن ، 4 خرداد ، 8 شهريور از زندان قصر تا اوين از عشرت آباد تا زندان كميته مشترك ،زير وحشيانه شكنجه هاي محافظان تمدن بزرگ شاهنشاهي ايران ؛
شب تيره و خونين نظام ستم شاهي به پايان رسيد ؛ شاه رفت . محمد رضا شاه آخر در 26 ديماه ايران را براي هميشه ترك كرد تا چند صباح باقيمانده از عمرش را در دربه دري به سر كند هر روز در گوشه اي از اين كره خاكي در روياي تكرار كودتاي امپرياليستي 28 مرداد شب را روز كند .
كيهان با فونت 72 نوشت : 
                                
مردم در خيابانهاي تهران به جشن و پايكوبي پرداختند همانگونه كه بعد از رفتن پدرش آن قراق چكمه پوش به شادماني پرداختند .
16 روز گذشت.12 بهمن؛ فرودگاه ها باز شد و در معروفترين پرواز پاريس – تهران در مهر آباد به زمين نشست .
اطلاعات با فونت 72 نوشت : 
                                 
بازمردم به خيابانها ريختند و شادماني كردن در استقبال از امام روح الله خميني كشور در تب و تاب بود گويي داشت آخرين درد ها را براي زايمان كودكي كه آبستن بود مي كشيد . انقلاب از راه رسيده بود .
امام قرار بود به دانشگاه برود به گورستان رفت . تا سخن آغاز كرد از مرگ گفت و........
10 روز گذشت 22 بهمن تهران صحنه جنگ خونين ميان مردم و گارد شاهنشاهي بود و يك روز بعد تيتر اول اطلاعات اين بود :
                                  .
31 سال گذشت و در هنوز بر همان پاشنه مي گردد . تاريخ دارد تكرار ميشود و همه منتظر اين تيتر هستند : 

                          خامنه اي رفت    
 
 و راستش را بخواهيد من به اين مي انديشم كه چه كسي خواهد آمد ؟

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت توسط ا.امیرقلی |

بدنبال موسوي بروید
       

آنجا که عنکوت ها تار تنیده اند
و زباله ها و گنداب ها متراکم اند
درمنجلاب های تاریک تاریخ
درمیان غارنشنیان اعصار دور
آنجا که انسان هنوز زاده نشده است
و تنها دم و چنگ و دندان و آرواره است
و بربالای درختان نارگیل خانه دارد
بدنبال موسوي بروید
برای گله های گرازانی که سم می کوبند
برشقیقه های آدم ها
و جمجمه های انسانها را با سنگ میشکافتند
و با ساطور و دشنه و شلاق
درهر چهارراه
بدنبال طعمه میگردند
بدنبال موسوي بروید 
درمیان دورترین رده های حیوانات وحشی
که خون میخورند ساعت به ساعت
تا زنده بمانند
بگذار تصویرشان را ترسیم کنم
بر جمجمه هایشان عمامه بسته اند
سبز و سیاه و سفید
دمهایشان درمیان رداهای فاخر پنهان است
بر سم هایشان نعلین کرده اند
و برروی ساطورهایشان تسبیحی همیشه چرخان است
و وقتی سرها را می برند
بسم الله می گویند
ووقتی شلاق میزنند
بسم الله میگویند
ووقتی شکنجه میکنند
بسم الله می گویند
وو قتی گرسنه ها زیر نگاهشان می میرند
قهقهه زنان بسم الله می گویند
بدنبال موسوي بروید
درمیان گرازان وحشی
وگندا ب های متراکم
وزباله های گرد امده از اعصار
شاید که او را بیابید

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم دی 1388ساعت توسط ا.امیرقلی |

در ستایش شورش
شورش ما ارائه یک انتخاب علیه ظلم و نابرابري نیست.
شورش ما ارائه دهنده جایگزینی براي نظم رسوب گرفته ي موجود نیست.
شورش ما عمل کردن به تنها انتخاب ممکن است.
شورش ما  عصیانی است براي درهم کوبیدن ساختار هاي کهنه حاکم ،
براي رشد و نمو درخت تناوري که شاید ما جوانه کوچک آن باشیم.

بخواه
بجنگ
به دست آر
تمام آنچه به حفظ آن دلخوشی
مالیات فرداي تو براي زنده ماندن است
پس براي زندگی کردن عصیان کن
شورش تنها سلاح تو در جنگ نظم و بردگی
است.

زبان سرخ
هاي شحنه
خنجرت رادر پشت کدامین بی خبر فرو می کنی
که سینه ي ستبر من اکنون تشنه ترین است به تیغ تو
اي قحبگان نان به پلیدي خور دروغ
بشنو مرا
ببین
کینک منم ، من
ایستاده در میان شهر بند و سیم خاردار
اکنون منم، من
تنها میان شما زنگیان مست
***
گر بودن شما
زخم است و داغ و شکنجه و دشنامهاي تند
_ که هست _
بودن مرا فریاد کر کننده اي است
در گوش عادت مردم
در صحن کاخ ظلم
چیزي فراتر از نداي رخوت از مناره هاي دروغ


گر بودن شما
زخم است و داغ و شکنجه و دشنامهاي تند
_ که هست _
بودن مرا فریاد کر کننده اي است
در گوش عادت مردم
در صحن کاخ ظلم
چیزي فراتر از نداي رخوت از مناره هاي دروغ
***
گر بودن شما
حکم است به تهمت و دروغ
قتل است با دار و گلوله و گرسنگی
ننگ است یا ستم کشاندن به یک اسیر
_ که هست _
بودن مرا یکباره سر کشیدن است
جام بلا و درد و ننگ و مرگ را
نامم ز ننگ و ننگم از تمام نام شماست
تا سرخ باد زبانی که بر باد دهد راحت شما
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت توسط ا.امیرقلی |

به مناسبت میلادم !!!
                 تولدم مبارک
من چمینم احمقم شاید !
که میداند
که من باید
سنگ های زندانم را به دوش کشم
بسان فرزند مریم که صلیبش را ،
نه به سان شما
که دسته استخوان دژخیمتان را می تراشید 
از استخوان برادرتان
و رشته تازیانه جلادتان را می بافید 
 از گیسوان خواهرتان
و نگین به دسته شلاق خود کامگان مینشانید
از دندان شکسته پدرتان
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت توسط ا.امیرقلی |

 
.:: Media ::.